تبليغاتX
... پری سای خسته ...
آوارگی های يک ترنسکشوال M2F

خداحافظ

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 8:15  توسط پری سا عابدی 

 

پيش از دستور: سلام دوستای خوبم ... منو ببخشيد که اين چند وقته اين قدر کم کار شدم ... راستش سعی می کنم که بيام ... ولی خب ... بگذريم ... از همه تون هم به خاطر اين که مدت هاست بهتون سر نزدم معذرت می خوام ... به خاطر دلخوری يا چيز ديگه ای نيست ... منو ببخشيد به خاطر اين مدت ... سعی می کنم بهتون سر بزنم ... منو ببخشيد ...

 


بخش اول: نگاهی به ترنسکشواليزم در ادبيات

  • قسمت دوم: رمان جنسيت گم شده، اثر فرخنده آقايی

نام اثر: جنسيت گم شده

نويسنده: فرخنده آقايی (1335 - )

سال انتشار: 1379

انتشارات: البرز

 

«جنسيت گم شده» اولين رمان آقايى است که موضوعى جسورانه دارد. آقايى تلاش کرده است در اين رمان از مشکلات آدم هايى بگويد که جامعه آن ها را نديده مى گيرد. اما نويسنده، على رغم روايتى تازه، در قالب رمان توفيق چندانى به دست نياورده است.[1]

 

فرخنده آقايی در «جنسيت گم شده»، که به لحاظ مضمون در زمان خودش بسيار جسورانه بود، اقبال خود را امتحان کرد تا پرشی بلند در داستان نويسی کشورمان کند. بحران هويت و گم گشتگی، بن مايه ی اصلی رمان است که در قالب فردی ترنسکشوال برای يافتن جنسيت حقيقی خود تصوير می شود و راوی در سفری بيرونی و درونی از خود به خود می رسد. سفر روحی او با سفر از دنيای مردانه به دنيای زنانه تقارن می يابد و به استحاله ی درونی می رسد و در خاتمه به يک انديشه ی فراجنسيتی و رهايی نايل می شود.

 

رمان در سويه ای واقع گرا به دور از بازی های زبانی و مدرن گرايی رايج به روايت تحول يک شخصيت می پردازد. تکنيک رمان [به سبک اکثر کار های آقايی] به شيوه ی ثبت رويداد های عينی و خاطره نويسی است که با سيری شتابنده و سرريز ياد های گذشته در بافت يادداشت روزانه و گاه با صبغه ی سفرنامه نويسی در ده فصل پيکربندی می شود و خاطرات راوی از منظر «اول شخص» روايت می شود.

 

رمان اشاراتی پنهان و آشکار به واقعيت های تاريخی و اجتماعی دارد و به جزم انديشی و قطعيت پنداری موروثی در فرهنگ پدرمحورانه ی ما اشاره می کند.

 

در فصل اول، پدر [که نماد مردانگی سرکوبگر بوده و هميشه مانند کابوسی همراه راوی ست] مرده است و راوی پس از تغيير جنسيت در تدارک سفر به هند است. از فصل دوم رمان تا به آخر راوی را در هند می بينيم که به واسطه ی برخی تداعی ها به شرح گذشته ی خود می پردازد. در فصل هفت به چگونگی تغيير جنسيت خود با اطلاعات دقيق گزارش گونه ی پزشکی می پردازد، با بسياری اصطلاحات خاص پزشکی که متن را به پی نوشت نيازمند می کند. در فصل های ديگر از خدمت سربازی و معاف شدن و دوستی با مردانی که او را به چشم يک زن می ديدند، پرداخته می شود و مهم تر از همه به رابطه ی عاشقانه ی خود با «احمد» می پردازد. احمد هيچ گاه نمی تواند از ترديد خود رها شود و به قول ازدواجش با راوی تن دهد.

 

در فصول بعد با شخصيت «آواتارا» يک جوکی هندی آشنا می شويم. شخصيتی به ظاهر مقدس که مردم از سراسر دنيا برای طلب آرامش به او پناه می برند. زنان ايرانی که در حلقه ی زايران آواتارا هستند، افرادی اند که برای خواست های ناچيزی که همه ی مشغله ی ذهنی آن هاست، به دنبال معجزه اند و در اين دور و تسلسل سرگردان، آنان گرفتار يک سطحی نگری و موهوم پنداری ديرينه اند.

 

زبان رمان در هشت فصل اول، زبانی بدون تغيير، گزارش گونه، گاه توصيفی و روايی است و گاه در خدمت روند استحاله ی روحی راوی قرار می گيرد. به خصوص که گاهی از تجارب و احساسات مردانه با توصيف زيبايی زن ها نمود می يابد و برخی مواقع تراوش های احساسات زنانه را با خود دارد. ولی اين سير به تناسب در رمان ديده نمی شود يعنی کاملاً در خدمت شرايط برزخی راوی نيست. اما زبان راوی چنان در مسير ساخته شدن او پيش می رود که خواننده اصلاً نويسنده را نمی بيند و اين از محاسن رمان است.

 

زبان گزارشی گاه حس را از متن می گيرد و از حيطه ی زبان داستانی عدول می کند، اما در فصل های پايانی، متناسب با تحولات روحی راوی از غنای بيشتری بهره مند می شود و از بعد رمانتيک گرايانه ی خود دور می شود. در اين فصل های آخر او به نوعی اشراق و خوديابی می رسد.

 

قرار است داستان در يک عمق اسطوره ای و فلسفی گسترش يابد. پرداخت به اين دسته اساطير می توانست پيوند محکمی با روند زن شدن راوی برقرار کند. همين طور، تناقض شخصيت راوی قابل بررسی است. او که از ذره بين قضاوت آدم های اين جا فرار کرده است، باز به دنبال تأييد و تحسين است[2]:

 

«اين همه سال با خودم فکر می کردم با زن شدنم همه چيز رو به راه می شود ... ولی حالا احساس می کردم يک جای کار لنگ است ... کجا؟ نمی دانستم، شايد آن تأييد، آن تحسين، آن پذيرش و ...» (ص 156)

 

زن در داستان های فرخنده آقایی شخصیت اصلی به شمار می رود و داستان را پیش می برد، اما نوک تیز پیکان این بار بر خلاف آثار دیگر نویسندگان زن، مردی را نشانه نگرفته است. مظلوم واقع شدن زنان در آثار آقايی، بیش از آن که ناشی از ستم مردان باشد، به دلیل ضعف و ناتوانی و گاه جهلی است که نویسنده، زنان را متهم به داشتن شان می کند.

 

اگر جنسيت گم شده نتوانست انتظار آقايی را برآورده کند، به دليل عدم توانايی نويسنده اش نبود. سوژه اين داستان فدای دو چيز شد: اول بسته بودن شرايط سياسی و اجتماعی زمان خود و بعد اين که شايد سوژه، انگ نويسنده نبود. انگ نويسنده نبودن حرف خطرناکی است. بسياری از نويسنده ها سوژه هايی را برمی گزينند که انگ خودشان نيست اما آن را خوب از کار درمی آورند. آقايی برای نوشتن «جنسيت گم شده» زحمت بسياری کشيد. در آثار کم تر نويسنده ای اين ميزان جست و جو و کنکاش ديده می شود.

 

داستان برای او خود زندگی است. اغلب فرم های داستانی اين نويسنده فرم هايی روان و قابل فهم دارند. آن قدر ساده و روايی است که خام انديشی است فکر کنيم او برای ساختار داستان هايش رنج نمی برد. چيزی که اين ساختار ها را جذاب می کند اين نکته است که اين رنج به رخ کشيده نمی شود. داستان های آقايی شايد شبيه فيلم های مستند داستانی است. منظورم تخيلی است که در خدمت داستان و هستی آن است و مهم تر اين که در داستان های او سمبل های فرسوده و نخ نما ديده نمی شود.[3]

 

به نظر می رسد که نويسنده در این رمان دغدغه ی ادبی ندارد و بیشتر به تابو شکنی فکر می کند.[4] آقایی که فوق لیسانس علوم اجتماعی دارد، ظاهراً نسبت به خلق شخصیت های ماندگار و به دنبال آن، داستان های ماندگار در ذهن خواننده بی علاقه است. آن چه داستان های او را برجسته می سازد، تبحر او در خلق فضا هایی وهم آلود و تلاش برای درون کاوی برخی از شخصیت های اصلی داستان هایش [به خصوص در داستان های کوتاهش] است.[5]

 

 



1- ماهنامه ی پيام زن ـ شماره ی 158ـ اردی بهشت 1384، مقاله ی «زنان داستان نويس پس از انقلاب اسلامى‏»، ميترا صادقى‏

2- برزخ راوی (نقدی بر رمان جنسيت گم شده)، بهناز علی پور گسکری

3- بعضی چيز ها را نمی شود كول نكرد، احمد غلامی (به نقل از: روزنامه ی همشهری، 3 اسفند 1381)

4- بلاگ ماکان علوی (http://datumfreedom.blogspot.com)، يک شنبه، 21 اکتبر 2007

5- مقاله ی «من هنوز سؤال دارم آقای نویسنده »، عباس معروفی، 26 دی 1383

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 10:56  توسط پری سا عابدی  | 

 

پيش از دستور: سلام دوستای خوبم ... ممنون که بهم سر می زنيد و شرمنده ام که با نبودنم، نگران و با سر نزدنم به شما ناراحتتون کردم ... اين قسمت قسمت آخر از گفت و گو های اين ماه هستش ... اميدوارم که از بحثای اين ماه استفاده کرده باشيد ...

 


 

 

یکشنبه 23 دی1386 ساعت: 5:58 توسط:میراد

 

سلام پری سا

ممنون که به بلاگم سر می زنی و نظر میدی. و البته نظراتی که نیاز به خوندن دقیق و فکر کردن داره.امروز فرصت کردم بخش زیادی از بلاگت رو بخونم.سعی میکنم باقیش رو هم بخونم و البته مطالب جدید رو هم دنبال کنم.می تونم بگم چیز های زیادی یاد گرفتم.چیز های زیادی از افرادی که می دیدم اما چیزی در مورد روحیاتشون نمیدونستم.و اینکه دیدم تو در این مورد خیلی باسوادی و حتی به سوال های توهینی هم با منطق جواب دادی.من در نویسنده بلاگ خستگی ندیدم.اما چرا اسم بلاگت پری سای خسته هستش؟ خیلی خوشحالم که یه چنین کسی مطالب بلاگ من رو دنبال میکنه.من ترانس سکشوال یا حالت های دیگه ای که توضیح دادی نیستم.اما اگر دوست داشتی تبادل لینک بکنیم.

 

 دوشنبه 24 دی1386 ساعت: 4:27 توسط:شیرین

 

سلام پریسا جان. عزیزم اگر هم شماهم وقت نکنی که بیایی در باره مطلب جدیدت خبر کنی خودم حتما میام به وبلاگت. باز هم خسته نباشی عزیزم و خیلی با حوصله به همه سوالات جواب میدی. من هم با نظر دوست عزیز میراد جان موافقم که چرا "پریسای خسته"؟امیدوارم که هیچوقت خسته نباشی و خسته نشی. مواظب خودت باش پریسا جان و موفق و شاد باشی.

 

جواب به ميراد و شيرين: ممنون از نظر لطفتون به من ... راستش جواب اين سؤال رو واسه ی بعضی ها گفته بودم، ولی چون ديدم که تعداد پرسنده های اين سؤال توی اين مدت که من دارم می نويسم زياد شده، از اين فرصت واسه ی جواب به همه شون استفاده می کنم ... در مورد خستگی های من بايد بگم که:

 

ماه

روشنی اش را

در سراسر آسمان

می پراکند،

و لکه های سياهش را برای خود نگاه می دارد

 

(رابيند رانات تاگور)

 

¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.

 

 جمعه 28 دی1386 ساعت: 13:16 توسط:شايان(ام تو اف)

 

سلام پریسا جون

من این مطالب رو در باره فتوای آیت الله خمینی قبلا خونده بودم ولی یه سوال دارم.

میشه در مورد مسئله 2 بیشتر توضیح بدی و بگی که (آثار جنس مخالف را مترتب کند و حرام است آثار جنسی که فعلا بر حسب ظاهر دارد مترتب نماید) یعنی چی؟

 

یکشنبه 30 دی1386 ساعت: 13:57 توسط:آیینه

 

سلام دختر

چرا خبرم نکردی؟

راستی شعر جدیدمو خوندی؟

این مطلبت برام خیلی جالب بود. خیلی خیلی زحمت کشیده بودی.

ولی من هم مثل دوستان بند دوم برام مورد سئوال بود. نفهمیدم منظورش با ترنس هاست یا هرموفرودیت ها. قبلا جسته و گریخته چیزهایی شنیده بودم ولی همیشه به نظرم رسیده که اگر چنین چیزی هم درست باشه در مورد هرموفرودیت هاست. چون ترنسی که کلی ریش و سبیل داه چطور می تونه حجاب داشته باشه یا .......... و در اینصورت باید از لحاظ شرعی این امکان برای ما وجود داشته باشه که قبل از عمل با فرد دلخواهمون عقد و ازدواج کنیم!!

اینجوری که خیلی زیادی خوب می شه. ولی من بعید می دونم. کاش راجع به این بند تحقیقات بیشتری انجام بدی. برام خیلی جالبه

 

جواب به شايان و آيينه: همون طور که توی پست گفت و گو های آبان ماه و آذر ماه - قسمت پنجم هم گفتم، منظور از «احکام جنسی جديد» يا «ادای آثار جنس مخالف»، احکام جنسيت ثانويه در مسايل شرعی است ... مثلاً آقای سيستانی معتقدند که بعد از تغيير جنسيت بايد به احکام جنسيت ثانويه عمل بکنيم، ولی مثلاً آقای خمينی معتقدند که انجام احکام جنسی جنسيت ثانويه از همون قبل از عمل واجب هستش ... اين احکام شامل محرمات، واجبات، افراد محرم و غير محرم و غيره هستش ... منظور هم با ترنس ها هستش ... چون کاملاً مشخصه که ايشون دارند درباره ی ترنسکشوال ها حرف می زنند و نه هرمافروديت ها، يا به تعبير عامی اون «دوجنسه ها» ... در مورد مسايل عاطفی هم اين قضيه صدق می کنه ... ولی خب ... فکر می کنم در حد رابطه ی عاطفی بايد باشه تا وقتی که مشکل شناسنامه ای حل بشه ... من توی اين مدت به ثبت احوال سری زدم و متوجه شدم که اون جا حتی اگه با مجوز هم بری، تا وقتی که نامه ی دادگاه به ثبت احوال رو نداشته باشی نمی تونی عقدی رو به ثبت برسونی ...

 

¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.

 

 یکشنبه 30 دی1386 ساعت: 2:35 توسط:ستاره

 

سلام پریسا جونم

واقعا خسته نباشی عزیزم . همه مطلب رو خوندم اما فقط نمیدونم چرا با بند ششم نمیتونم کنار بیام آخه یه جورایی برام عجیبه بخصوص قسمت آخرش که گفته شده

و اگر جد پدرى نداشتند، ولايتشان از آن حاکم خواهد بود.

خیلی عجیبه آخه . منو یاد همون حکمی میندازه که در شرع اسلام مادر ولی دم فرزند حساب نمیشه بلکه فقط پدر یا جد پدری ولی دم فرزند به حساب می آیند که اینم خیلی برام عجیبه که چرا در شرع اسلام اینقدر از نظر حقوقی نسبت به زن و حقش و حتی آن حس مادریش کم توجه ای میشه یعنی تا این حد که یه مادر صاحب خون فرزندش اگر به یه دلیلی ریخته شود نمیتواند ادعای قصاص و یا طلب حق کند هر چند که حتی با قصاص هم موافق نیستم چون در جاهایی از تناسب خارج میشه و قابل سنجش و ارزیابی نیست بگذریم

اما پریسا جون واقعا به عنوان یه محقق قابل تحسین هستی عزیزم موفق باشی

 

جواب به ستاره: جواب رو از قرآن می آرم (سوره ی نساء – آيه ی 32):

 

وَ لا تَتَمَنوْا مَا فَضلَ اللهُ بِهِ بَعْضَکمْ عَلَى بَعْضٍ لِلرِجَالِ نَصِيبٌ مِما اکتَسَبُوا وَ لِلنِسَاءِ نَصِيبٌ مِما اکتَسَبْنَ وَ اسْأَلُوا اللهَ مِنْ فَضْلِهِ إِن اللهَ کانَ بِکلِ شَيْءٍ عَلِيمًا

 

آرزو و توقع بی جا در فضيلت و مزيتی که خداوند برای بعضی از شما بر بعضی ديگر قرار داده نکنيد! [اين تفاوت های طبيعی و حقوقی، برای حفظ نظام زندگی شماست]. هر که از مرد و زن از آن چه اکتساب می کنند بهره مند شوند و اين بر طبق عدالت است. و هر چه می خواهيد از فضل و رحمت و برکت خدا درخواست کنيد نه از خلق. زيرا که خداوند فياض و به هر چيز داناست.

 

البته ... اين جواب به درد کسايی می خوره که به خدا ايمان دارند ... اگه به خدا اعتقاد نداريد ... خب ... بريد دنبال مباحث فمنيزم و گمراهی هاشون و مسير های «برابری مطلق جنسی» ... می تونيد بريد و به هر يک از گرايش های فمنيزم ليبرالی، فمنيزم مارکسيستی، فمنيزم راديکالی، فمنيزم سوسياليستی و يا فمنيزم پست مدرن بپيونديد ... البته اين مسأله به معنی تأييد نظام مرد سالاری و صرف نظر کردن از حقوق زن نيست ... اميدوارم که منظورم رو متوجه شده باشيد ...

 

برای توضيح بيشتر درباره ی انتقاد هايی که به فمنيزم وارده می تونيد روی ادامه ی مطلب کليک کنيد.

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 10:54  توسط پری سا عابدی  | 

 

پيش از دستور: سلام به دوستان عزيزم ... می خواستم ازتون معذرت خواهی کنم به خاطر اين که يه مدتی بود که حال روحی خوبی نداشتم، واسه ی همين هم به زور بلاگ رو به روز می کردم و حتی خبررسانی هم نمی کردم، همين طور، نمی تونستم به دوستانم و بلاگشون سر بزنم ... از اين بابت از همه معذرت می خوام. الآن خوبم و مثل هميشه سعی می کنم در حد توان خودم اطلاع رسانی تحليلی انجام بدم. بازم ممنون از اين که به ياد من هستيد ... اميدوارم که در ادامه ی بحثای ماه گذشته هم شرکت کنيد ... ممنون ...

 


 

 

 پنجشنبه 6 دی1386 ساعت: 18:23 توسط:مهدی شرع پسند

 

بحث درباره ی احکام قران درباره ی موضوع ترانس سکسوالیزم موضوع بی فایده و پرتیه جسارتا چون در زمان نزول قران اصلا این موضوع نه چندان مبتلا به بوده ونه چندان پذیرفته شده ونه چندان مطرح نه چندان مقبول ونه چندان اخلاقی که بخواد توی قران مطرح بشه همین فقهای عزیز ما که سرمایه های اسلام هستن بعد از 1400 سال الان از این موضوع بی خبرند که امیدواریم با کوشش شکما به زودی خبر دار بشوند واحکام لازمه را صادر کنند به خصوص من به روشن بینی فقهایی مثل آیه الله صانعی که در سن جوانی به درجه اجتهاد رسیده اند امیدوارم

 

جواب به مهدی شرع پسند: راستش ...  خب ... اين بحث خيلی بنيادی تر از اون چيزيه که بشه توی چند خط بهش جواب داد ... ولی خب ... اين طوری سعی می کنم جواب بدم: فرض می کنيم که حرف شما قبول و درست ... و اون موقع چنين چيزی نبوده و غيره ... اگه قرار باشه قرآن که ما معتقديم که برنامه ی زندگی انسان هاست به اون نپرداخته باشه، به اين دليل که اين موضوع چندان مطرح نبوده، پس اين يعنی اين که کسی که اون رو فرستاده فکر آينده رو نکرده ... بلکه يک برنامه ی موقتی فرستاده برای يک دوره ی خاص ... بنابراين، کسی که اون رو فرستاده «دانای کل» نبوده و نقص داشته ... بنابراين خدا که فرستنده ی اونه دچار نقصان می شه ...

ولی اولاً اين که به استناد مطالبی که در پست گفت و گو های مهر ماه - قسمت چهارم و همراه با اسناد تاريخی درباره ی تاريخچه ی ترنسکشواليزم نوشته ام، اين مطلب در همه ی دوران ها و در همه ی جوامع بشری بوده ... ثانياً به استناد علل ثبوتی وجود واجب الوجود، خدا وجود داره و به استناد صفات ثبوتيه ی واجب الوجود، خدا عالم است ... بنابراين، مطلبی که برای ما فرستاده برای همه ی اعصار فرستاده ... کافيه که فقط در اين برنامه ی حيات دنبالش بگرديد ... جواب تمام سؤالات زندگی تون رو می تونيد توش پيدا کنيد ... البته فقط زمانی به سراغش بريد که به اين کتاب ايمان داريد وگرنه بنا بر گفته ی خود قرآن، دچار گمراهی می شيد (سوره ی آل عمران – آيه ی 7):

 

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَيْک الْکتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْکمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکتَابِ وَ أُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِی قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَ مَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَ مَا يَذَّکرُ إِلا أُولُو الألْبَابِ

 

او کسی است که اين کتاب [آسمانی] را بر تو نازل کرد، که قسمتی از آن، آيات «محکم» [صريح و روشن] است که اساس اين کتاب می آورد [و هر گونه پی جويی در آيات ديگر، با مراجعه به اين آيات برطرف می شود] و قسمتی از آنان، «متشابه» است [آياتی که به دليل مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفی در آن می دهند. ولی با توجه به آيات محکم، تفسير آن ها آشکار می شود]. اما آن ها که در قلوبشان انحراف است به دنبال متشابه رفته و امتحان شوند تا به تأويل کردن آن در دين، راه شبهه و فتنه گری پديد آرند. در حالی که تفسير آن ها را، جز خدا و اهل علم، نمی دانند. و اهل دانش گويند: ما به همه ی آن کتاب ايمان آورديم که همه ی [مطالب] محکم و متشابه قرآن از طرف پروردگار ماست و بر اين دانش و اين معنی جز خردمندان متذکر نمی شود [و اين حقيقت را درک نمی کنند]

 

¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.

 

 سه شنبه 11 دی1386 ساعت: 13:26 توسط:آراد

 

سلام عزیز.من همیشه دوست داشتم یکی کامل در مورد shemale ها توضيح بده ازت ممنونم.راستی من با خانواده صحبت کردم می خوان بيان تهران و من شديدا به کمک نياز دارم می تونی با هام چت کنی يا تو وبلاگم قست نظرات بهم بگی اومدم اونجا چيکار کنم؟راستی باورم نمی شه.از مامانم پرسيدم دوست داری اسمم چی باشه گفت نيما.ولی بهش گفتم اسممو آراد گذاشتم گفت باشه حالا اينو چيکار کنم.پريسا خيلی خوشحالم کاش به نتيجه برسم راستی می خوام بيام تهران زندگی کنم می تونی باهام در اين مورد صحبت کنی بهتون نياز دارم.

ممنون

 

جواب به آراد: اگه بخوام بهترين راه رو بگم، اين جوريه که وقتی اومدی تهران، اول بايد بری پيش يه روان شناس ... بعضی از روان شناس ها سريع کارت رو راه می اندازند ... ولی به شخصه به هر کسی که می خواد اين پروسه رو بگذرونه پيشنهاد می کنم که بره با خانواده اش پيش «دکتر فريدون محرابی» ... اون تقريباً تنها روان پزشکی هستش که تخصص داره توی اين زمينه و حرفش واسه ی همه به عنوان سند قطعی حساب می شه ... هر چند، خيلی بد وقت می ده و مشکل می شه ازش وقت گرفت ...

 

به هر حال، بعد از مراجعه به روان شناس و تشخيص از طرف اون، ازش نامه ی معرفی خودتون رو به عنوان ترنسکشوال به مراجع ذی صلاح می گيريد ... بعد از نامه ی روان پزشکی، نامه رو همراه با يه دادخواست خطاب به دادستان کل استان تهران می بريد می ديد دادگاه ميدون ارگ (ميدون 15 خرداد) سريع کارتون راه می افته ... البته می شه برد به دادگاه محل سکونت ... ولی خب ... اين جا چون همه چيز به هم نزديکه، هم کارتون سريع تر راه می افته و هم لازم نيست هزار بار توضيح بديد که اين ترنسکشوال يعنی چی و هی الکی اين ور اون ور بدووننتون ...

 

به هر حال، بعد از تحويل نامه و دادخواست، بعد اونا واسه تون پرونده درست می کنند و يه نامه می دن بهتون و می فرستنتون پزشکی قانونی (که همون نزديکی هستش، کنار پارک شهر، از هر کی بپرسيد از کسبه، بهتون نشونش می دن). اون جا می ريد با دو قطعه عکس و 6-7 تومن پول، يه پرونده براتون درست می کنند، بعد هم کميسيون تشکيل می دن که هر چی پسرونه تر و با اخلاق و ظاهر پسرونه (و واسه ی ترنسکشوال های M2F هر چی دخترونه تر و با ظاهر دخترونه تر) بريد و همين طور با خانواده بريد بيشتر به نفعتون هست ... کل کارای دادگاه و پزشک قانونی رو می تونيد توی يه روز تمومشون کنيد ...

 

کميسون تشکيل می شه و بعد از چند تا سؤال و جواب، واسه تون يه نامه می نويسند که بريد انستيتوی روان پزشکی تهران (واقع در ستارخان، خيابون نيايش) اون جا هم که بريد با اون نامه هه پروسه ی بررسی صحت بيماری اتون شروع می شه ... يک جلسه ويزيت می شيد، بعد، يک جلسه کلينيک اختلالات جنسی براتون می ذارن، بعد يه جلسه هم کلينيک اختلالات برای شما همراه با خانواده اتون می ذارن، بعدش هم ازتون يه تست رورشاخ و يه تست MMPI می گيرن .. همين طور نتيجه ی آزمايش های هورمونی و ژنتيکی اتون رو هم می خوان ... بعدش هم پروسه ی روان شناسی شروع می شه ... اين پروسه 6-7 ماه طول می کشه ...

 

همين طور می تونيد برای آشنايی با ترنسکشوال های ديگه و کمک هزينه ی درمانی، بريد بهزيستی مرکز شهيد نواب صفوی (ميدون شهيد محلاتی) ... اون جا هم يه پرونده تشکيل بديد واسه ی اين که کمک هزينه ی درمانتون رو بدن ... جای خوبيه و تقريباً مرکز ترنس ها شده اون جا ...

 

ببينم ... اين مقدار اطلاعات واسه ی شروع، کافی بود يا بيشتر می خوايد بدونيد؟ ... اگه هم کمک ديگه ای ازم بر می اومد بگيد ...

 

¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.

 

 سه شنبه 11 دی1386 ساعت: 14:49 توسط:coldplaying

 

سلام پریسا جون، از اینکه دیر سر زدم معذرت، عزیزم سرم شلوغ بود.

این پست و پست قبلی رو خوندم.

راجع به حقوق زن راستش مسأله اینه که کلا می خوایم از دید ِ دین و مذهب بهش نگاه کنیم یا نه.من با قوانین ِ این کشور مشکل دارم, و به هیچ وجه نمی تونم این تبعیضا رو قبول کنم. حالا هر استدلالی هم که می خواد پشت بندش باشه، باشه!

راجع به حقوق هومو ها . . . راستش من همیشه فکر می کنم که تعصب چیز ِ خوبی نیست. و البته همیشه فکر می کردم ترنس ها که درد رو می فهمن، باید همدردای خوبی هم باشن! دلارام جون من ترنس نیستم اما همیشه پشتیبان ِ کسایی هستم که از نادونی ِ مردم رنج می کشن. و واقعا" نمی فهمم دلیل ِ اینکه شما با دفاع از حقوقِ هومو ها مخالفید چیه؟!؟ البته یه چیزیو می فهمم و اونم اینه که من هم می بینم که همیشه وقتی اسمی از ترنس برده می شه میگن "إإإ ترنس همون هومو ِ؟" این حالت واسه خود ِ منم زیاد پیش اومده. و من یه جورایی به ترنسای عزیز حق می دم! ولی آخه عزیزم راه ِ حل ِ این مشکل مگه چیزی جز آگاهی دادن به مردمه؟

 

جواب به ColdPlaying: از مسأله ی حقوق هوموسکشوال ها که به دليل تکراری بودنش بگذريم، در مورد حقوق زن، راستش ... مسأله اينه که ما خودمون حقوق خودمون رو درست نمی دونيم، بعد هی می گيم قبول نداريم اين وضع رو ... خيلی از ما ها حتی يک بار هم قرآن رو نخونديم، بعدش می گيم که اسلام رو قبول نداريم، چون فلان آخوند، در فلان زمان، فلان صورت رفتار کرد ... بعدشم می ريم و گردنبند نماد زرتشتی دور گردن می اندازيم و می گيم که ای کاش فلان صورت بوديم و يا می ريم فلان دين و فلان مکتب رو دنبال کنيم و می گيم که مال ما بده ... می ريم می گيم اين جا بده و بايد از اين کشور هر طوری شده بريم بيرون ... شما يه بررسی ای توی همين فرهنگ خودمون، همين دين خودمون بکنيد، می فهميد که اين چيزی که داره اجرا می شه ناشی از نادانی ملت ماست که نمی دونند دين ما چيه، و هر چی بهشون ديکته می شه رو يا می پذيرند يا ازش بيزار می شن ...

راستش، وقتی که خودمون رو خوب بشناسيم اون موقع هست که می تونيم تصميم بگيريم که چه کاری بکنيم ... اول خودمون رو بشناسيم، اگه واقعاً بد بود، اون موقع هر تصميمی بگيريم درست ... اين مسأله در مورد زبان هم - که توی پست گفت و گو های آبان ماه و آذر ماه - قسمت دوم بهش پرداخته بودم - صدق می کنه ... Know Thyself

 

¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.

 

 سه شنبه 11 دی1386 ساعت: 15:15 توسط:شراره

 

وای پریسا جون دارم دق می کنم . یعنی من یه شیمیت هستم.

دارم دق میکنم. میدونی چیه پریسا جون من یه ذره چاق هستم و پستا نهای من خیلی بزرگ هستن. مگه هر ترنسی با یکی را بطه ی جنسی داشته باشه . پستا ن هاش بزرگ باشه یه شمیته. به خدا من بد کاره نیستم. دکتر هم رفتم ازمایش هم دادم سونوگرافی هم کردم من از نظر جنسی کاملا مردم(مرده شوره شو ببرن). پریسا جون به من بگو که من یه ترنسم. اخه مگه را بطه ی جنسی بده.

 

جواب به شراره: در مورد مطلبی که درباره ی She-male ها توی بلاگم گذاشته بودم و تو نگران شدی بايد بگم که اولاً در مورد سينه ها احتمالاً اون ها به خاطر چاقی هستند ... ولی اگه می خوای مطمئن بشی، آزمايش ژنتيک و همين طور آزمايش هورمون جنسی بده ...

در مورد اين که She-male هستی يا نه، بايد بگم که She-male يک نوع نيستش ... مثل کلمه ی «زن فاحشه» و «مرد ژيگولو» هستش ... انحراف اخلاقی در نوع جنسی خاصی است اين She-male ...

در مورد رابطه ی جنسی هم بايد بگم که ... من در مقامی نيستم که بتونم بگم اينو ... اين که رابطه ی جنسی صحيح است يا نه، به اعتقادات اخلاقی هر کسی بر می گرده ... ولی در کل، اين مسأله اگه از هدف غايی اون خارج نشه ... يعنی اگه با يک نفر باشه و به قصد ازدواج، باز حداقل يه خورده منطقی هستش ... البته، بازم می گم ... من در مقامی نيستم که بتونم درباره اش نظر بدم ...

 

(ادامه دارد ...)

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 16:19  توسط پری سا عابدی  | 

 

پيش از دستور: سلام دوستان ... ممنون که هميشه با اين بلاگ بوديد ... ماه قبل هم گذشت و نوبت گفت و گو های اين ماه رسيد ... البته چون کم بود ... سريع تموم می شه و به مطالب اصلی می رسيم ... اميدوارم که توی گفت و گو های اين ماه هم شرکت کنيد ...

 


 

 

یکشنبه 2 دی1386 ساعت: 23:13 توسط:علیرضا

 

کامل نخوندم ولی انگار نوشتی بودی با دستکاری فیزیکی مغز یه فرد ترنس جنسیتشو قبول می کنه...

واسه من قابل قبول نیست چون مغز بخاطر روح این حالتو داره...

شاید اون آدم یادش بره که چی بوده و چی میخواسته اصلا شاید برعکسشو بخواد اما مطمئنم مشکلات روحی بدتری میگیره...

 

 چهارشنبه 5 دی1386 ساعت: 2:3 توسط:مهدی شرع پسند

 

چرا تغییر جنسیت رو به عنوان درمان ذکر نکردید ؟اگر اصالت رو به روح یا احساس شخص درباره ی خودش بدهیم شخصی که فکر می کند مونث است مونث است پس درممانش این نیست که مغزش را برداریم تا مذکر بماند بلکه درمانش این است که جسمش را تابع روحش کنیم می توانم حرفم را به خوبی بگویم؟

 

جواب به علی رضا و مهدی شرع پسند: درسته ... اين روش مثل پاک کردن صورت مسأله است ... ولی خب ... از طرف خانواده های افراد ترنسکشوال (به عنوان مثال، خانواده ی خودم در حدود 10 سال پيش) خيلی خواهان داره ... چون هم ارزونه و هم سريع ... ولی خب ... اين بيشتر به اين بر می گرده که خانواده دلشون می خواد که بچه هاشون «مال» خودشون باشه ... به قولی، چوپان ادعای تملک گوسفند می کنه ... حالا از عوارض اين روش که در همون پست گفتم، بگذريم ...

در مورد روش جراحی هم ... اگر صبر کنيد اون رو هم می ذارم ... به هر حال، اون بخش، بخش «کلينيک درمان» هستش و سعی می شه که به همه ی مسايل درمانی بپردازه ... چه تشخيص بيماری، چه درمان روانی، چه درمان جراحی، چه کار های زيبايی و بهينه سازی های اضافی و ...

 

¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.

 

 پنجشنبه 6 دی1386 ساعت: 0:17 توسط:علیرضا

 

از اونجا که من کلا هیچی رو متوجه نمیشم

اینجا رو زیاد متوجه نشدم که بالاخره چه کسی بر چه کسی ولایت داره؟؟؟

هر دو طرفو گفتن نداره که...!

یعنی دوستان میگن چون مرد شد باید داشته باشه...

مگه زن با مرد فرق داره آخه؟؟؟

یعنی از نظر علما هر دو طرف تغییر جنسیت داده زن هستند!!!!!!!!!!

من اینجوری فهمیدم...

اگه آره که باید تو همه چی شک کنیم و کنند...!!!!

الله اعلم!

درست متوجه نشدم

 

پنجشنبه 6 دی1386 ساعت: 21:7 توسط:علیرضا

 

ولی یه نکته!

کلا به آدم ترنس ولایت بچه ها رو ندادن

یعنی اف تو ام یا ام تو اف هر چی باشی تغییر جنسیت بدی به بچه هات ولایت نداری

خوب اگه این مسئله باشه که نمیشه گفت هردو طرفو زن میدونن

بهتره بگیم به هردو طرف ولایت نمیدن

هان

روشن سازی کن ژ...

ببخشید

پریسا جان

 

جواب به علی رضا: راستش، توضيح کامل رو توی پست گفت و گو های آبان ماه و آذر ماه - قسمت اول دادم ... ولی خب ... با توجه به اين که در مقامی نيستم که بخوام بگم که منظور دقيق اون ها چی بوده، واسه ی همين هم به اون چيزی که واضحه اکتفا می کنم ... بنابراين نمی شه نظر داد که منظور، اون چيزيه که شما گفتيد ...

 

¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.

 

جمعه 7 دی1386 ساعت: 12:6 توسط:امید

 

زین پس به جای واژه ی غریب و نامانوس تغییر جنسیت بفرمایید تغییر جسمیت!!!

جنسیت ما از همون اولم مشخص بوده فکر کنم همه موافق باشن

 

جواب به اميد: راستش .. شايد حق با تو باشه - که هست! - ولی خب ... اين کلمه رو به صورت تحت اللفظی از کلمه ی لاتين «Transsexual/Trans gender» ترجمه کرده اند که به همون معنی تغيير جنسيت، البته به معنی دقيقش: «تغيير اندام جنسی» هستش.

 

¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.

 

جمعه 7 دی1386 ساعت: 16:41 توسط:آیینه

 

پریسای عزیز سلام

اولش اینو بگم که بهت غبطه خوردم وقتی شنیدم تا عید عمل می کنی. خوش به حالت. آفرین که بالاخره موفق شدی تصمیم بگیری. فقط نمی دونم ایران عمل می کنی یا خارج؟

دوم اینکه مطرح کردن بحث هایی مثل ارث و ولایت فرزند کار خوبیه و ای کاش اگر وقت داری اینو به گوش یک دست اندر کار برسونی

سوم اینکه خدمت مونا و دوستان عزیز دیگری که هنوز در تردید به سر می برند بگم عزیزم اگه فکر می کنی 23 سال داری و فقط به خاطر تراجنسیتی بودن اسیر شدی معطل نکن و هر چه سریع تر عمل کن و خودت رو آزاد کن. این سالها سالهای طلایی عمر هستن. مطمئن باش اگر دست دست کنی و سنت بالاتر بره نه تنها عمل کردن سخت تر می شه بلکه ذوق تو برای رسیدن به آرزوی همیشگیت از بین می ره. بعدش می شی مثل من. 27 سال از سنم گذشت. عمری رو در ترس و تردید زندگی کردم. البته توی جامعه نه در انزوا. ولی هیچوقت نتونستم عمل کردن رو فراموش کنم. این وسط چیزی که از دست دادم طراوت جسمی و ذوق و شوق برای زندگی بود. این وسط چیزی که به دستم رسید افسردگی و مرگ اندیشی حاد بود. فقط یک عمر مثل بودایی ها در مسک نفس و پرهیز به سر بردم تا زندگی سالمی داشته باشم(که البته خیلی خوبه)

من خودم تو این سالهاخیلی در مورد عمل کردن یا عمل نکردن فکر کردم و با خودم کلنجار رفتم و سعی کردم با خودم صادق باشم. و الان بعد از این سالها به این نتیجه رسیدم باید با عقلانیت ایمان به خدا و در نظر داشتن یک نقشه حساب شده برای یک زندگی سالم و درست و پاک دست به عمل زد. فقط تنها چیزی که مهمه اینه که بدونیم بعد از عمل چی می خواهیم بشیم و چه انتظاراتی از خودمون و زندگی داریم. نه اینکه بعد از عمل به این فکر بیافتیم. اگر برای زندگی بعد از عملت برنامه ای داری و می دونی که بدون اتکا به دیگران توانایی سرپا ایستادن رو داری معطل نکن و خودت رو از بلاتکلیفی نجات بده.

 

جواب به آيينه: می خواستم بگم که ... من و خيلی های ديگه مدت هاست که تصميممون رو واسه ی عمل گرفتيم ... مشکل منِ نوعی و اکثر بچه ها مسايل مادی و همين طور پيدا کردن يه جراح خوبه که توی ايران حال حاضر، اين دومی جز يه خواب چيزی نيست ... من بی چاره که نمی تونم برم خارج ... هنوز معافيتم نيومده ... تازه بياد هم پولشو ندارم ... همه ی اميدم به همين چندر غازيه که بهزيستی می خواد بده ... خانواده پشتيبانی مالی نمی کنن خيلی هامون رو ... مشکل ما تصميم نيست ...

 

(ادامه دارد ...)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 13:17  توسط پری سا عابدی  | 

 

تحرير الوسيله – جلد 4 - بحث پيرامون مسايل نوظهور:

 

تذکر: کليه ی منابعی که به اين مطلب از آقای خمينی اشاره کرده اند، در ذکر منبع به اشتباه جلد 2 اين کتاب رو عنوان کرده اند ... اين مسأله خيلی وقت من رو گرفت ... ولی خب ... حالا ميگم که مکان اصلی مطلب در جلد 4 اين کتاب از ايشون است.

 

يکى [...] از مسايل نوظهور تغيير جنسيت است:

 

مسأله ی 1 – ظاهراً تغيير دادن جنس مرد به زن و جنس زن به مرد از طريق عمل جراحى اشکال ندارد، و همچنين عمل جراحى بر روى کسی که خنثى است تا سرانجام يا مرد شود و يا زن، حرام نيست، و آيا اگر مردى در خود تمايلاتى از سنخ تمايلات زنان احساس کند و يا اثرى از آثار زنان را در خود ببيند، و يا اگر زنى در خود تمايلاتى از سنخ تمايلات مردان را احساس کند و يا اثرى از آثار مرد