تبليغاتX
... پری سای خسته ...
آوارگی های يک ترنسکشوال M2F

- می تونم يه سؤال ازت بپرسم؟

- خواهش می کنم.

- چرا اون متن رو در مورد مرد ها نوشتی؟

- اين چيزی نيست که بتونم توی چهار تا جمله بگم.

- من متن هات رو خوندم و يه چيز هايی دستگيرم شد. يه جوری بگو. برام جالبه.

- فقط می تونم بگم بايد زن باشی تا بفهمی. همين.

- از چه لحاظ؟ ... از لحاظ روحی؟ از لحاظ فکری؟ از لحاظ رفتاری؟ از لحاظ جسمی؟ از لحاظ اجتماعی؟

- نميشه تفکيک کرد ... زن.

به نظرم آمد که علاقه ای به جواب دادن ندارد. اين بود که تشکر کردم و رفتم:

- باشه. ممنون. مزاحمت نمی شم. خداحافظ.

- خداحافظ.

نمايش برف پاک کن ها. رفتم ولی سؤال هايی در حياط خلوت ذهنم به رفت و آمد مشغول بودند. مثل خوره افتاده بودند در ذهنم:

-          آيا هر کس زن باشد «دارد همه ی آقايان را عق می زند»؟

-          آيا زن بودن شرط لازم و کافی برای عق زدن آقايان است؟

-          اگر يک مرد تغيير جنسيت بدهد، او هم همه ی آقايان را عق می زند؟

-          اگر دوست صميمی يک زن – که او هم يک زن است – تغيير جنسيت بدهد، زن اول او را هم عق می زند؟

-          آيا عق زدن آقايان خوب است؟

-          آيا زن بودن خوب است؟

-          آيا آقايان بودن خوب است؟

-          آيا خدا آقايان را آفريده تا زن ها عق بزنند؟

-          خدا چرا آدم ها را به زن و آقايان تفکيک کرد؟

-          آيا خدا خوب است؟

-          آيا خوب بودن خوب است؟

-          آيا سؤال در مورد اين موضوع خوب است؟

-          ...

ماشين را کنار پنجره ی تاريکم خاموش کردم.

 

 

پی نوشت: اين متن، قسمتی از متن کتاب «کتابی با حاشيه ی موريانه خورده» هست که دارم جديداً می نويسم. اوه! ... راستی يادم رفت بگم. من نويسنده ام و گاهی مقالاتی با اسم مستعار توی روزنامه ها می نويسم.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 23:57  توسط پری سا عابدی  |