تبليغاتX
... پری سای خسته ... - گفت و گو های مهر ماه - قسمت اول
آوارگی های يک ترنسکشوال M2F

 

پيش از دستور: سلام. متشکرم که به بلاگ من سر می زنيد و مطالب رو دنبال می کنيد. اين پست و چند تا از پستای بعدی جواب من به نظرات و بحثای ماه قبل هست که توی بلاگ اتفاق افتاده بود. همين جا از همه به خاطر اين که اين پست خيلی طولانيه معذرت می خوام. اميدوارم که تا آخرش رو بخونيد چون بحثش مهم و جنجالی بوده و هست و ارزش خوندن رو داره. باز هم از همه تون بی اندازه ممنونم.

 


 

یکشنبه 1 مهر1386 ساعت: 13:58 توسط:ستاره

 

سلام پریسا جون

اول از همه بابت این مصاحبه ای که انتخاب کردی و در چند قسمت در معرض دید خوانندگان گذاشتی بسیار ممنونم چون تقریباً به همه ی مشکلات ترنس ها اشاره شده بود

من معتقدم شاید تغییر جنسیت بتونه ما رو از نظر شخصی و احساسات درونیمون نجات بده اما همان طور که همیشه گفتم و حتی در وبلاگ خودم بیان کردم مشکل بزرگ تر ما نگاه جامعه و افکار و اذهان سنتی و بی اطلاعی مردم عزیزمون نسبت به مسائل و دانش نوین جنسی است

بله شاید من و شما برویم تغییر جنسیت بدهیم و در زندگی فردی خودمون به قول معروف بین ترنس ها تازه متولد بشیم اما با افکار مردم چه کنیم ؟

ما باید این مشکل را هم حل کنیم باید افکار مردم را هم نسبت به مسائل و دانش نوین جنسی آگاه کنیم و هرگز هرگز هرگز برای دفاع از حق خودمون حق دیگری را پایمال نکینم (منظروم را می دانی پریسا جون در ضمن در پست قبلی بازم یه کامنت در مورد هومو ها گذاشتم برای یه ام تو اف عزیز)

سعی کنید معنی پرچم رنگین کمان را درک کنید تا هیچ گاه خودتان را جدای از دیگری ندانید

مرسی پریسا جون بابت همه چیز

 

یکشنبه 1 مهر1386 ساعت: 18:20 توسط:بوسه

 

برای دوستان ترانسسکشوالی که دارند از مسیر واقعی منحرف میشود.

ما بعد از جراحی دیگه ترانسسکشوال نخواهیم بود و یه فرد عادی میشیم (اگر خودمون بخواهیم) در ضمن ترانسسکشوالیسم ربط آنچنانی به گرایش جنسی ندارد نمیدونم چرا هرکسی که فکر میکنه به مرد گرایش داره حتماً ممکنه یه ترانسسکشوال باشه؟ و باید جراحی کنه. من نمیدونم چرا ترانسسکشوال های اف تو ام دوست لزبین ندارند و تو جمع اونا نیستند و همیشه هم خودشون را همان چیزی که هستند اعلام میکنند یعنی پسر.اما خیلی از ام تو اف ها با این گی ها اینقدر صمیمی هستند و خودشون را زیر مجموعه ای از اونا میدونند و همیشه هم میگن من پسری هستم با احساسات دخترونه.این اشتباهه چون شنونده اول میگه پس شما اول پسر هستید بعد دختر در صورتی که باید اینجوری گفته بشه ما دخترانی هستیم با یک عضو زائد که باید جراحی بشه.یک ترانسسکشوآل مذکر به مونث (واقعی) بعد از جراحی تبدیل به یک زن خواهد شد زنی که از نظر گرایش جنسی به مرد تمایل دارد و در تقسیم بندی گرایشات جنسی هتروسکشوال تلقی میشود.

در ضمن به هیچ عنوان ترانسسکشوالیسم زیر مجموعه اون پرچم رنگین کمانی پوچ که به یک گروه منحرف جنسی مرتبط هست قرار نخواهد گرفت.چون اون پرچم مربوط به دسته هایی از انسانهاست که از مرد بودن و زن بودن خودشون رضایت کامل دارند و زندگی را فقط در روابط جنسی بین هم جنس آن هم به زشت ترین نوع ممکن میبینند.در صورتی که ترانسسکشوالیسم یعنی اختلال هویت جنسی یعنی شخص از جنسیتی که داره راضی نیست از آلت تناسلی که داره راضی نیست نه اینکه فقط چون به مرد تمایل داره ترانس باشه و ربطی به اون گروه رنگارنگ که در رابطه با مسائل جنسی هست نداره.همجنسباز ها یا هوموسکشوآلها یا هر چیزی که اسمشونه خودشون با رفتارهاشون دارند نشون میدن که منحرف هستند اینو من نمیگم میتونید به سایت هاشون سر بزنید میتونید باهاشون صحبت کنید ببینید حرفهاشون چیه و کلاً از زندگیشون چی میخوان(اکثراً افکار منحرفی دارند).در دین من و در همه ادیان گفته شده که همجنسگرایی یک انحراف هست و از بدترین گناهان به حساب میاد اینو از هر کسی دوست دارید بپرسید.من نمیگم اونا جنایت کار هستند آنها هم بیمارند و باید مداوا بشوند و سالم زندگی کنند و نرمال و اصلاً هم در زندگیشون مشکلی ندارند جزء اینکه نمیتونند هرجا که خواستند داد بزنند که چه نوع گرایشی دارند.ضمناً آنقدر مجلات،کتابها،سایت ها و مصاحبه های معقول تر و موجه تر از این مجله کذایی ، منحرف و بی هویت چراغ وجود داره که ما بتونیم حرفهاشون رو انعکاس بدیم

باید تلاش کنیم کمی هوشیارانه تر قدم برداریم.

من حرفهایم به شخص خاصی نیست کلی گفتم و هدفم فقط اینه که سعی کنیم همدیگر را آگاه کنیم چون تا زمانی که خود ما اطلاعات کافی از مشکل خود نداشته باشیم توانایی توجیه کردن مردم عادی را نخواهیم داشت.

شاد و سر بلند باشید.

 

یکشنبه 1 مهر1386 ساعت: 18:41 توسط:امید

 

تبریک میگم به خواهر عزیزم بوسه با اطلاعات کامل و بی نقصش و اینکه جای هیچ صحبتی باقی نگذاشت

منم با نظر بوسه کاملا موافقم هموسکشوالها در جامعه هیچ مشکلی ندارند و همه چیزو از دیدگاه سکس نگاه میکنند که این جز یه میل حیوانی چیز دیگه ای نیست و حتی اکثریت انها بعد از مدتی دست ازین گرایش برمیدارند این چه توجیهی میتونه داشته باشه؟

چقدر خوبه که ما به مسائل خودمون بپردازیم و معضل بزرگ خودمون که اصلا با همچین اشخاصی قابل مقایسه نیستو حل کنیم حداقل به احترام افراد صفر کیلومتری که میان اینجا و هنوز هیچی از موضوع اصلی نفهمیده هنگ میکنن و اصلا بی خیال روشن سازی میشن بیاین دست به دست هم بدیم و در جهت رفاه خودمون قدم برداریم

یا حق

 

یکشنبه 1 مهر1386 ساعت: 18:54 توسط:ستاره

 

بوسه عزیز اولا رنگین کمان معنای دیگری دارد که ظاهرا شما معنای اصلی او را نمی دانید یعنی همانطور که طیفهای مختلف رنگ به زیبایی کنا رهم قرار گرفته اند و با ترکیب شدن با هم جلوه زیبایی از خلقت خدا را نشان می دهند و در این جا منظور اینکه همه انسانها در کنار هم با صلح و ارامش زندگی کنند و بهم احترام بگذارند و حقوق همدیگر را رعایت کنند حالا از هر نوعی که هستند و هرگرایشی که دارند مهم رعایت حقوق یکدیگر است اما شما خودتان را تافته جدا بافته می دانید در رنگین کمان حتی هتروها جز همان انواع گرایشات هستند فکر نکن کسی میخواد ترنهسا را به زور زیر آن زیر ان پرچم ببرد بلکه اساسا فسلفه رنگین کمان چیز دیگری است

در ضمن در علم روانشناسی اگه مطالعه داشته باشید خواهید دید که در دهه 1970 میلادی انجمن رواشناسان اروپا همجنسخواهی را از لیست انحرافات جنسی خارج نموده . این دید شما نشات گرفته از همان دیدگاه مذهبی و سنتی است و با علم مغایرت دارد

اما راجب انحراف اخلاقی که میگویی انحراف اخلاقی در بین همه گرایشات جنسی هست مثلا خوده ما ترنسها اگه برید توی سایتها و اون تبلیغات و عکسهای آنچنانی را از خوده ما ترنسها ببنید شاخ در میاورید اما آیا میشه گفت ترنسها منحرف هستند و یا همین هتروها که در فیملهای انچنانی پیس کسوت هستند آیا میشه گفت همه هتروها منحرفند مشکل شما اینه که با دیدن یا شنیدن حرفهای چند تا منحرف که ممکنه از هز گرایشی باشه عمومیت میدهید

اصلا آمار بالای تجاوزات و انحرافات اخلاقی را همین هتروها دارند اما آیا میتوان عمومیت داد

امید جان شما می دانید یک شخص چرا همجسخواه هست ؟

اگر می دانید بگوئید

می خواهم ببینم اصلاعاتتان در مورد هوموها چقدر است

در ضمن امید جان اینکه می گوئید :

در جامعه هیچ مشکلی ندارند و همه چیزو از ذیدگاه سکس نگاه میکنند که این جز یه میل حیوانی چیز دیگه ای نیست و حتی اکثریت انها بعد از مدتی دست ازین گرایش برمیدارند این چه توجیهی میتونه داشته باشه؟

به هیچ عنوان اینطور نیست این ذهنیت و برداشت شماست به دلیل اینکه ذهنا نسبت به انها بد بین هستید و در ثانی نسبت به تمام ابعاد شخصیتی و روحی انها شناخت ندارید

حالا این انسانی و وجدانی است که بیائید بگوید انها حیوان هستند

اصلا هیمن نوع تفکر و همین نوع برداشت از انسانی که ناخواسته و غیر ارادی دارای چنان گرایشی هست نشانه ظلم به انسانی دیگر نیست

شما اگر فقط بتوانید این حقیقت را درک کنید که انها بدون داشتن دخالتی در نوع آفرینششان اینگونه خلق شده اند دیگر ان تصورات نخواهید داشت چون فهمیدن غیر ارادی بودن خلقتی کار چندان مشکلی نسیت دقیقا مثل نابینایی که ناخواسته و بدون دخالت خودش نابینا به دنیا می آید

نمی دانم چرا اکثرا فکر میکنند که هوموسکشوالی یک گرایش انتخابی است در حالی که یک گرایش ذاتی است که با ان به دنیا آمده اند و به هیچ عنوان هم قابل تغییر نیست که بخواهید درمانش کنید

اگر گرایش جنسی قابل تغییر بود که همین هتروسکشوالها هم باید بتوانند گرایش جنسیشان را حتی شده برای اثبات قابل تغییر بودن گرایش جنسی فقط برای یک ساعت تغییر دهند اما نمی شود و در طول سالیان سال تحقیقات و تستهای انواع علوم روانشناسی و روانپزشکی و علوم مرتبط دیر نتوانسته اند گرایش جنسی را که با شخص همراه است تغییر دهند

بعدش به نظر شما این انسانی است که برای به حق نشون دادن وضعیت خودمون وضیعت دیگری را محکوم کردن

من میگم حتی اگر هم این موضوع برایتان قابل درک نیست اقلا فقط به لحاظ انسانی حقوق آنها به عنوان یک انسان رعایت کنید همین

 

یکشنبه 1 مهر1386 ساعت: 20:25 توسط:بوسه

 

ستاره

منظور من از از اون پرچم بود نه خود فلسفه رنگین کمان!فعلاً که اون پرچم در همه جای دنیا رو سر در کافه ها و گی کلاب ها و خانه های فساد همجنسبازها زده میشه ونشانه منحرف بودنه اینو هیچ کس نمیتونه منکرش بشه اصولاً همجنسبازها جدیداً برای توجیه کردن اعمال کثیف خودشون از پیامهای فلسفی و ماوراء استفاده میکنند و اطمینان دارم و میدونم چون تو جمع استریت های سالم و آدم هستم که هیچ وقت یک آدم استیرت تو گی پرایدها و محل های تجمع اونها حضور پیدا نمیکنه یه چیزیو بدون که استریت ها هر چقدر هم که اروپایی فکر کنند و روشنفکر هم باشند گی ها را قبول ندارند و حالشون از اونها بهم میخوره اینو از هرکسی که واقعاً استریت هست بپرس.در ضمن شما باید کامنت من را یک بار دیگر بخوانید چون من گفتم آنها جنایت کار نیستند و بیمار هستند و باید مداوا بشوند.اگر بی بند و بار بودن و آدم های منحرف را قبول داشتن جزوی از مدرن بودن هست همان بهتر که من مذهبی و سنتی باشم و به این خصوصیات افتخار میکنم.برایم جالب هست ستاره جان شما که برای زیارت و گرفتن شفا به مسجد جمکران تشریف میبردید حتماً امام زمان و دین اسلام را قبول دارید که به اماکن مذهبی میرفتید آیا امامان ما هم همجنس بازی را قبول دارند؟در ضمن چون هتروها نسبت به هوموها انحرافاتشون کمتره ازشون آمار میگیرن چون هوموها که مشخص هست چی هستن اسمشون مترادف با انحراف اخلاقی هست پس نیازی به آمار گیری از این دوستان مدرن و روشنفکر و غیر مذهبی وجود ندارد.ببخشید من نمیتونم و دوست ندارم در مورد مسائل غیراخلاقی مدرن فکر کنم چون اصولاً آدمی هستم که مسائل امنیت خانواده و نجابت و پاکی انسان برایم خیلی برام مهمه.اون دوستان ترانسسکشوآل که در سایتها میبینید آنها هم تفکرات مدرن و تعلق خاطر فراوان به آن پرچم رنگارنگ دارند و هیچ وقت هم دوست ندارند از دسته ترانس های رنگارنگ جدا بشوند و به جامعه نرمال و طبیعی بپیوندند و اصولاً اونا اهل چنج هم نیستند چون با همون شکل بیشتر و بهتر میتونند کاسبی کنند.متاسفانه نمونه های فراوانیش را در کشور خومون میتونیم یافت کنیم.کاش دوستان ما هوشیار بودند.متاسفم برای خودم که اسم ترانسسکشوآل را تا قبل از جراحی باید یدک بکشم واقعاً متاسفم.

خدانگهدار.

 

یکشنبه 1 مهر1386 ساعت: 21:14 توسط:ستاره

 

بوسه جون و عزیز دلم چرا فکر میکنید اونها هیچ بویی از همون احساسات مذهبی و دینی که خودت داری نبردند . بین اونها هم هستند کسانی که خیلی بیشتر از این مومنایی که ما میشناسیم انسانترند و خیلی به مسائل و ارزشهای اجتماعی پایبندند

پس اون روانشناسها این همه تحقیقات و علمشون بیخوده بوده آیا اونها هم دنبال مسائل بخاطر مدرن بودن فقط این حرفها رو زدند مگه این روانشناسان همان هتروها نیستند و در ضمن در همان پرایدها خیلی از هتروها هم برای حمایت اونها شرکت میکنند و با اونها همراهی میکنند تا وجود خودشان و نوع خلقت خودشان را بیان کنند بله در همان اروپا هم خیلی ها هستند که هم در گذشته و هم همین الان مخالف هستند و آیا این مخالفت دلیل پست پنداشتن اونها میشه یا فقط دلیل عدم درک و عدم شناخت و یا عدم نپذیرفتن

مهم نیست که انها را پذیرفت یا نه مهم این است که به حقوق اونها هم احرتام گذاشت بخصوص از جانب انسانی که خودش را سالم و روشنفکر می داند احترام گذاشتن به دیگری را نباید با عقاید یا احساسات خود ادغام کند حتی اگر بطور کلی قبولش نداشته باشد

در ضمن بله من جمکران رفتم و غیر از منم خیلیها می روند حتی همجنسخواهها هم می روند کجای این اشکال دارد که یک همجنسخواه انسان معتقدی باشد نکنه حتما میخواهید بگوئید که نه اونها اصلا خدا و دین و پیغمبر حالیشون نیست

اونها مثل همه ادمهای دیگه هستند ولی شما نمی خواهید بارو کنید

بوسه جون اونها بیمار نیستند هم خودشان می گویند و هم روانشناسان که ثابت کرده اند

یک همجنسگرا میتونه مومن باشه میتونه فاسد باشه مثل همه ادمهای دیگه در ضمن واژه همجنسباز غلطه بلکه همجنسگرا یا همجنسخواه درسته و معنای واقعی گرایش اونها رو نشون میده

و اینکه از نظر علمی حقایقی روشن شده هیچ ربطی به مدرن بودن موضوع نداره خیلیها فکر میکنند این هوموسکشوالی پدیده مدرن است نه اشتباه هست بلکه به اندازه قدمت تاریخ بشر قدمت دارد زیرا حقیقتی از گونه های مختلف بشر بوده است منتها امروزه به دلیل پیشرفت علمهای مختلف خیلی از مسائلی که در گذشته پنهان بوده از منظر علمی بیان میشود و می توانند وجود خود را اعلام کنند

شما نظرتون راجب سنگسار چیه ؟ راجب تنوع طلبی جنسی چیه ؟ و همینطور راجب صیغه اسلامی چیه ؟

اینها رو هم از نظر علمی بیان کنید و هم از نظر مذهبی

آیا هر چیزی رو که سنت شده و بر چسب دین داره میتوان با عقل بدون چون و چرا پذیرفت ؟

بله من زمانی جمکران می رفتم چون رویاها داشتم ولی بعدا فهمیدم که حقیقت را باید پذیریفت و نباید بیخود دلخوش کرد و الان حقیقت را پذیرفته ام و دنیا پر از حقایقی است که هر ذهنی و هر تفکری قادر به درکش نیست ولی این دلیل نمی شود که چون قادر به درکش نیستیم ردش کنیم چون این نشانه محدود بودن شناخت ما از حقایق و خدا است

شما اگر فقط بتوانید این حقیقت را درک کنید که انها بدون داشتن دخالتی در نوع آفرینششان اینگونه خلق شده اند دیگر آن تصورات را نخواهید داشت چون فهمیدن غیر ارادی بودن خلقتی کار چندان مشکلی نسیت دقیقا مثل نابینایی که ناخواسته و بدون دخالت خودش نابینا به دنیا می آید

بوسه جون به نظر شما انحرافات جنسی چیها هستند ؟

ضمنا قبلا بگویم که طبق علم روانشناسی همان علمی که ترنس سکشوالی را بیماری و اختلال هویت جنسی اعلام کرده همجنسخواهی را از لیست انحرافات و بیماریهای جنسی خارج نموده و صریحا اعلام کرده که نه تنها بیماری نیست بلکه انحراف هم نیست

اما خیلی انحرافات جنسی دیگر در لیست dsm وجود دارد که هیچ ربطی به نوع گرایش جنسی ندارد این یعنی اینکه همه انواع گرایشات جنسی ممکن است منحرف جنسی باشند یعنی هم هتروسکشوالها و هم هوموسکشوالها و هم بایسکشوالها و حتی ترنسسکشوالها

و این گفته شما که : در ضمن چون هتروها نسبت به هوموها انحرافاتشون کمتره ازشون آمار میگیرن چون هوموها که مشخص هست چی هستن اسمشون مترادف با انحراف اخلاقی هست

با علم روانشناسی مغایرت دارد بلکه همانطور که گفتم علم روانشناسی نظرش راجب هوموسکشوالی چیه اما نظر شما یک نظر شخصی از دیدگاه خودتان است البته شخصا به عقیده شما احترام می گذارم ولی دارم میگویم که نباید صرفا به دلیل عقیده و نظر شخصی انسانی را محکوم کرد و منحرف و کثیف نامید

در ضمن اون کثافت کاریهایی که گفتی در همه گرایشات جنسی هست نه فقط در هوموها در ضمن ما بحثمون راجب گرایش جنسی هستش نه بزهکاریهای که در تمام گرایشات مشرک هست

 

یکشنبه 1 مهر1386 ساعت: 21:55 توسط:یه ام تو اف

 

ستاره عزیز. حرف تو اینه که هموها دست خودشون نیست بنابراین نباید سرزنش بشن. اما نکاتی وجود داره. واقعیت اینکه بیشتر این افراد دچار انحراف هستند. بیشتر این افراد به خاطر یکسری انحرافات به این مسیر افتادن. فرضآ هم یه عده قلیلی از این افراد هیچ دخالتی در همو بودن خود نداشته باشند.اما باز هم دلیلی بر سالم بودن نیست.

شما که بعضی رو به خاطر داشتن تفکر سنتی و مذهبی سرزنش می کنی باید بدونی که این تفکر مذهبی و سنتی بعضی مواقع خیلی هم مفیده. فکر می کنی چرا مذهب این موضوع رو رد می کنه؟؟

آزادیه کامل این افراد می تونه نهاد خانواده رو از هم بپاشونه. دو مرد یا دو زن چه جوری می تونن یه خانواده سالم رو تشکیل بدن؟؟ آزادیه کامل این افراد می تونه افراد عادی رو هم به بیراهه بکشونه

نهایت امر برای این افراد این می تونه باشه که حداقل اگر هم دست خودشون نیست به تبلیغ خودشون نپردازن ...

 

یکشنبه 1 مهر1386 ساعت: 22:33 توسط:ستاره

 

یه ام تو اف عزیزم و نازنیینم کاملا درسته حتی همان تفکر مذهبی و سنتی خیلی از همین هوموها رو سالم نگه داشته نه تنها هوموها بلکه دیگر گرایشات رو سالم نگه داشته

ولی میدونی من میگم اخه وقتی یه بنده خدایی دست خودش نبوده و نیست و حتی از نظر علمی هم سالم پنداشته میشه و باز از نظر علمی هیچ راه درمانی برایش نیست چرا باید من و یه کس دیگه ای بیاد محکومش کنه و عناوین بیشمار غیر انسانی رو بهش بده

ام تو اف عزیزم یاده خودم میافتم که چه چیزا چه نگاها چه حقارتها و چه توهینها و حتی چه سیلیها و کتکها که نخوردم برای همین هست که عمیقا دلم میسوزه

چون اونها هم جدای از احساساتشون انسانند و دارن نفس میکشند و حق زندگی دارند تازه اونها رو هم همان خدایی که من و تو رو افریده خلق کرده چطور خدایی که بنده اش را بر اساس قدرت و دانایی و علم خودش انگونه خلق کرده و بهش حق زندگی داده حالا یه عده ای بیان بگن نه تو انسان نیستی تو حیوانی و محکوم اخه اصلا این با ذات خدا جور در میاد

من شاید با اون فرق داشته باشم اما در چی فقط در نوع گرایش و احساس اما ایا این دلیل میشه به لحاظ انسانی اونو منحرف بدونم چون فقط مثل من نیست

حالا بگذریم که علم روانشناسی چه ها گفته و چه دلایل علمی داره برای سالم دانستن انها ولی وجدان و انسانیت خود ما چی میشه ؟

پس اگه اینطوره که همین الان همه هوموهای بیچاره برن مجلس ختمشونو برگزار کنن چون جایی توی این دنیا ندارند دنیایی که خود خدا بهشون عطا کرده

و ما هم در مجلس ختمشون شرکت نکنیم چون منحرفند آره

شما چه میدانید هوموهای بیچاره مخصوصا هوموهای ایرانی با توجه به فرهنگ و دین که دارند چه رنجهایی میکشند و چه محدودیتهایی دارند بله خیلی از اونها به دلیل نداشتن اصول اخلاقی مثل همه اونایی که لاابالی هستند حالا از هر گرایشی که هستند به انحرافات کشیده میشوند اما خیلهاشونم بخاطر همان اعتقادات مذهبی که دارند می سوزنو می سازنن و خیلهاشونم خودکشی میکنن چون توی جامعه جایگاهی ندارند بدونه اینکه دست خودشون باشه و دخالتی در آفرینش خودشون داشته باشند

در ضمن یه هومو واقعی به هیچ عنوان گرایش جنسی به جنس مخالف نداره و توانایی و کنش جنسی در مقابل جنس مخالف نداره و این عدم توانایی و عدم گرایش به جنس مخالف از بدو تولد در روح و وجودش بوده حتی علم ژنتیک به تازگی اعلام کرده که در هوموها ژنهایی که باعث نوع گرایش اونها میشه با ژنهای هتروها فرق داره و حتی در قسمت هیپوتالاموس مغز هوموها تفاوتهایی با هتروها دیده شده

حالا چگونه انتظار میره یه هومو باید خودش رو درمان کنه ؟ در حالی که خلقتش آنگونه هست و دست خودش نبوده

ان یک سری انحرافاتی که شما فرمودید در همجنسبازها هست نه همجنسخواها فکر کنم تفاوت بین همجنسباز و همجنسخواه یا همجنسگرا را بدانید

بعدشم هیچگاه یک هترو نمی تواند با یک هومو زندگی مشترک جنسی داشته باشد همانطور که یک هومو نمی تواند با یک هترو داشته باشد بنابراین از نظر خانواده و هیچ خطری کانون خانوادهای هترو را تهدید نمیکند

همانطور دو هترو یک زوج را تشکیل میدهند و در کنار هم زندگی میکنند هوموها هم میتوانن یک زوج را تشکیل بدهند و در کنار هم زندگی کنند و از هر نظر هم عاطفی هم احساسی هم اجتماعی هم مذهبی هم ........ در کنار هم دوستانه و عاشقانه زندگی کنن مثل همه ادمهای دیگه

و اینکه اکثرا تصور میکنن که هوموها فقط به سکس فکر میکنن درست نسیت بلکه مثل همه ادمهای دیگه از نظر رفتاری و عملکرد اجتماعی در همه عرصه های جامعه حضور دارند

می دونی ام تو اف عزیز هر کسی که خودش از نظر اخلاقی مشکل داشته باشه می تونه جامعه و خانوداه رو تهدید کنه حالا میخواد هر نوع گرایشی داشته مثل همین خانمهای هرجایی ( ببخشید ) کانون بسیاری از خانوادها رو خراب میکنن

مسائله اینجاست که در شناخت انحرافات جنسی اطلاعات دقیق علمی نداریم همانطور که بوسه جون پرسیدم از شما هم می پرسم ام تو اف عزیز به نظر شما انحرافات جنسی شامل کدام رفتارهای جنسی است ؟

 

دوشنبه 2 مهر1386 ساعت: 10:57 توسط:Niloofar

 

من با ستاره جون کاملا" موافقم.

اینکه انسان ندیده و نشناخته همه را با یک چوب براند اصلا" کار درستی نیست.

 

دوشنبه 2 مهر1386 ساعت: 13:46 توسط:مازیار

 

امید جان من از حرفهای شما خیلی جا خوردم به عنوان یک انسان حالا هر گرایشی که می خواهم داشته باشم و می خواهید داشته باشید ولی اصلا چنین حرفی و چنین تفکری نسبت دیگری رنگ و بوی انسانی ندارد به قول ستاره حتی اگر در شناخت و درک و پذیرش انسانی دیگر بخاطر نوع خلقتش و نوع عواطف و احساساتش مشکل دارید حداقل بخاطر انسان بودنتان به حقوق او احترام بگذارید و او را هم جزئی از خقلوقات خدا حساب کنید نه اینکه با چنین تفکری به عده بیشماری از انسانهای دیگر تا این حد بی احترامی کنید

در ضمن شما در کامنتتون بیان نمودید بخاطر احترام افراد صفر کیلومتر ... ولی آیا خودتان بخاطر احترام جامعه هوموها چنین احترامی را رعایت نمودید

عزیزم شما هر چه و هر که هستید درست اما هیچ گاه خودتان را برتر و بهتر و پاکتر از دیگران ندانید تا حدی که صفت حیوانی را برای آنها در نظر میگیرد و برای خودتان صفت انسانیت را

این دور از وجدان و انسانیت نیست ؟

و با حرفها و نظرات و نکته سنجیهای ستاره جان کاملا موافق هستم اگه توجه کرده باشید ستاره در نگاه خود به قضیه هوموها از دیدگاه انسانی و نوع نگرش به روحیات و شخصیت انسان دیگری دارد حقایق شخصیتی و روحی آنها را تحلیل میکند که البته بر اساس نتایج علمی و روانشناسی و حتی از دیدگاه وجدان انسانی هم بیان میکند

و رعایت حقوق دیگران و احترام گذاشتن به روحیه و شخصیت دیگران جدای از اینکه کی هستن چی هستند و چه دینی دارند چه گرایش جنسی دارند جز اولین فاکتورهای سلامت روانی و اجتماعی هستش اما متاسفانه برخی انسانها آنقدر متعصب هستند و دامنه ذهنی و فکری محدودی دارند که فقط مسائل را بر اساس دامنه محدود دید خودشان می بینند

ما شاید خیلی چیزها رو ندانیم و نتوانیم هضم کنیم اما این دلیل بر نبودن و یا اشتباه بودنشان نیست و از نظر مذهبی هم رفته رفته مواردی و نکاتی بیان میشود و مطرح میگردد و بودنشان علمی و به جا تلقی میگردد که در گذشته از دیدگاه همان مذهب مردود دانسته میشده است و این یعنی باید این احتمال و این حقیقت را قبول کرد که امکان محق شدن هر چیزی در پهنه جهان هستی وجود دارد

و هرگز نباید قاطعانه مطلبی را امروز برایتان قابل درک و هضم نیست مردود بدانید

و از نویسنده این وبلاگ نهایت تشکر را دارم

 

دوشنبه 2 مهر1386 ساعت: 17:11 توسط:یه ام تو اف

 

با کلیات حرف های ستاره هیچ کس مخالف نیست.احترام به یکدیگر و وجدان انسانی و رعایت حقوق دیگران و این مواردی که توی مطالب ستاره جان و مازیار به وفور و به تکرار به چشم می خوره کاملآ پذیرفته شده است و فکر نکنم کسی مخالف اینها باشه

اما موضوع متفاوته . احترام به حقوق انسان ها شامل حفاظت از حقوق جمعی انسان ها نیز می شود. مانند حفاظت از سلامت اجتماع. و این به خواسته هموها که آزاد بودن کامل هست در تضاده . زندگی خصوصیه اونها به خودشون مربوطه. اما در اجتماع موضوع متفاوته. .

 

دوشنبه 2 مهر1386 ساعت: 23:39 توسط:ستاره

 

ام تو اف عزیزم

کاملا درسته ام تو اف اما منظور من آزادی زندگی هوموها نیست بلکه منظورم به رسمیت شناختن انها می باشد و اساسا یکی و بزرگترین اهداف و فعالیت هوموها همین شناساندن ماهیت و هویت روحی و گرایشی خودشان است تا در اجتماع جایگاه خودشان را پیدا کنند

وگرنه هیچ نوع آزادی جنسی در هیچ یک از گرایشات جنسی معقول و قابل قبول نیست مثلا در همین استریتها آزادی جنسی قابل قبول نیست با وجود اینکه از نظر عموم روابط جنسی بین انها بلامانع است اما باز هم از نظر عموم آزادی جنسی بین همانها هم قابل قبول نمی باشد

 

جواب به ستاره و بوسه و اميد و يه ام تو اف: اول از همه جا داره که برای مرور بر موضوع و تأکيد دوباره، به پست گفت و گو های شهريور ماه - قسمت پنجم رجوع کنيد تا موضوع بحث دوباره يادتون بياد.

اما جواب ها ... در جواب به ستاره ی عزيز که گفته بود «مشکل بزرگ تر ما نگاه جامعه و افکار و اذهان سنتی و بی اطلاعی مردم عزیزمون نسبت به مسايل و دانش نوین جنسی است» بايد بگم که توی همون پست گفته بودم که چيزی به نام دانش نوين جنسی وجود نداره. توضيح بيشتر رو می تونيد در همون پست بخونيد.

اما در مورد بحث «پرچم رنگين کمان» بايد بگم که من زياد علاقه ای به دونستن مفهوم اصلی و فرعی و روش کاربرد و غيره ی اون ندارم و فکر هم نمی کنم که اين مطلب اصلاً ربطی به ما توی ايران داشته باشه، چه سردر «فلان» کلوپ ها باشه و چه نماد يه تفکر و چه و چه و چه ... چيزی که مهمه اينه که همه ی ما ها انسانيم (توجه کنيد که نگفتم که آدميم چون آدم بودنش رو خودمون مسئول هستيم و لزوماً همه مون به يه اندازه آدم نيستيم) و به خاطر انسان بودنمون، نسبت به همديگه مسئوليم. يادمه چند وقت پيش توی يه مقاله ی علمی خوندم که «شامپانزه ها نسبت به انسان از خود گذشتگی دارند» فقط يه سؤال دارم و ديگه اين بحث رو ادامه نمی دم: ما از اونا کم تر هستيم؟ ...

اما در جواب به بوسه ی عزيز، راستش وقتی که گفتی که «ما بعد از جراحی دیگه ترنسکشوال نخواهیم بود و یه فرد عادی میشیم (اگر خودمون بخواهیم)» بايد بگم که نه ... اين يه هپروته (متأسفانه!) ... ای کاش چنين چيزی ممکن بود، ولی خب، نيست ديگه ... جا داره که بگم که ترنسکشواليزم در حقيقت اختلال هويتی هستش نه يه اختلال جنسی. بنابراين مربوط ميشه به هويت شخص در نزد خود، خانواده و اجتماع. حال آن که، با عمل تغيير جنسيت، فقط از بين فاکتور های مورد نظر، از نظر اجتماعی هويت مورد نظر رو به دست مياريم. وگرنه، از بسياری جهات هنوز که هنوزه همونيم که هستيم. به عنوان مثال، از نظر ژنتيک تغييری در ژنوم ساختاری بدن ايجاد نميشه (البته شايد - و حتماً - بعداً با پيشرفت علم اين هم ممکن باشه). از طرفی، به قول دکتر ميرجلالی اين عمل و مخلفات اون فقط يه شبيه سازی هستش و نه يه تبديل. بنابراين هر چی تلاش کنيم هم باز هم به هويت مورد نظر - به طور آرمانی - نمی رسيم. ولی خب، می تونيم توقع رو پايين بياريم و بگيم تقريباً می تونيم عادی زندگی کنيم. ولی نه کاملاً مثل آدمای عادی. توضيحات فيزيولوژيکی اش رو هم بعداً توی يه پست جداگانه کامل می گم.

نکته ی ديگه اين که منم نمی دونم و تا حالا نه با گی ها و نه با لزبين ها هيچ برخوردی نداشتم که بخوام بدونم که به قول بوسه «چرا ترنسکشوال های F2M دوست لزبین ندارند و تو جمع اونا نیستند و همیشه هم خودشون را همان چیزی که هستند اعلام می کنند: یعنی پسر. اما خیلی از M2F ها با این گی ها این قدر صمیمی هستند و خودشون را زیر مجموعه ای از اونا می دونند و همیشه هم میگن من پسری هستم با احساسات دخترونه» ولی فکر می کنم چون که M2F ها اولاً احساسات خيلی حساس و لطيفی دارند و ثانياً از نظر خانوادگی و اجتماعی خيلی سختی کشيده اند. واسه ی همين هم دردای ديگران رو بيشتر درک می کنند. شايد به اين دليل باشه ... نمی دونم ...

اما اينی که ميگی که «ما دخترانی هستیم با یک عضو زايد که باید جراحی بشه» به نظر من کاملاً غلطه ... چون ما از لحاظ فيزيولوژيکی پسر هستيم و از لحاظ روحی دختر. بنابراين عضو زايدی نيست توی بدنمون ... بلکه برای اين که بتونند همسازی بين جسم و روح ايجاد کنند از اون جايی که به روح دسترسی ندارند، ناچار به تغيير جسم ميشن نه اين که عضوی زايد باشه در بدن. يادمون باشه که اگه اين اعضا رو زايد بدونيم يعنی اين که خدا رو اون قدر دانا ندونستيم که نمی دونه چی اضافه هست و چی نيست.

در مورد اين هم که کی منحرفه و کی منحرف نيست بار ها و بار ها گفتم و هزار بار ديگه هم ميگم ... بحث انحراف اخلاقی «بحث انحراف اخلاقی» هستش. و اخلاق هم به ترنس، هومو، هترو، بايو و مرد و زن و پير و جوون و ... نيست. هر آدمی ممکنه مشکل انحراف اخلاقی داشته باشه ... اين به آدما ربط داره ... نه به اين که از چه گروهی هستند. اين قدر همه رو با يه چوب نرونيد ...

اما در جواب اين مطلب که گفته بودی «آن قدر مجلات، کتاب ها، سایت ها و مصاحبه های معقول تر و موجه تر از این مجله ی کذایی، منحرف و بی هویت چراغ وجود داره که ما بتونیم حرف هاشون رو انعکاس بدیم» بايد بگم که بلآخره قبول داری که ترنس هايی مث سايه هم هستند؟ ... مطمئن باش که تعدادشون کم هم نيست ... پس نبايد از اين چيزا ترسيد ... واقعيت رو بايد ديد ... من بعضی اوقات خنده ام می گيره (به خصوص وقتی فيلم هايی مث تولد، و به خصوص فيلم «گاهی اتفاق می افتد»، اثر شراره عطاری رو می بينم) که واسه ی نشون دادن اين که چقدر ما ها گُليم نشون ميده که در آخر فيلم چادری ميشيم و با يه گلدون توی دست می ريم قم پيش علمای عظام و ... من عادت ندارم همه چيزو قشنگ و گُل گُلی نشون بدم و عيب ها رو قايم کنم. سعی می کنم که واقع بينانه نگاه کنم و حقيقت رو با واقعيت با هم ببينم، خوبی و بدی رو با هم ببينم، نه يکی رو فقط. قبول کن که آدما همه جور هستند. همه جور هم نظر دارند ... نظر سايه هم به عنوان يکی از ما ها، يه نظره ديگه! و البته هر نظری محترمه ... ولی هر نظری لزوماً نظر درستی نيست.

اما در جواب به اميد عزيز هم فکر کنم که ستاره ی عزيز و آقا مازيار جواب کاملی دادند و چيزی لازم نيست بگم و البته باز هم اون مسأله ی شامپانزه ها رو يادآوری کنم.

در مورد نظر ستاره ی عزيز هم که گفته بود «در علم روانشناسی - اگه مطالعه داشته باشید - خواهید دید که در دهه ی 1970 میلادی انجمن روانشناسان اروپا همجنس خواهی را از لیست انحرافات جنسی خارج نموده. این دید شما نشأت گرفته از همان دیدگاه مذهبی و سنتی است و با علم مغایرت دارد» هم باز بايد به همون بحث پست گفت و گو های شهريور ماه - قسمت پنجم اشاره کنم و از اطناب بپرهيزم.

اما در مورد اين نوشته ی ستاره ی عزيز که گفته بود «بله من زمانی جمکران می رفتم چون رویا ها داشتم ولی بعداً فهمیدم که حقیقت را باید پذیرفت و نباید بی خود دل خوش کرد و الآن حقیقت را پذیرفته ام و دنیا پر از حقایقی است که هر ذهنی و هر تفکری قادر به درکش نیست ولی این دلیل نمی شود که چون قادر به درکش نیستیم ردش کنیم چون این نشانه ی محدود بودن شناخت ما از حقایق و خدا است» راستش، بايد بگم که من اهل جمکران و امامزاده و دخيل و ... نيستم ولی خب، آدم معتقدی هستم ... تازه اگه هم آدم معتقدی نبودم، بازم اميدوارم که منظورت از اين حرفات نااميد شدن از اعتقاداتت نباشه ... اميدوارم که در اعتقاداتت خدا رو قشنگ تر و شوخ تر و بازيگوش تر و صورتی تر و مهربون تر ببينی ... وگرنه مراقب خودت باش ...

و باز هم ميگم که اين ليست ها و روانشناسان و ... رو به عنوان مدرک قرار نديد ... ببينيد که اهداف خلقت چيه ... شما داريد خدا رو با روانشناسا تاق می زنيد ... مراقب باشيد ...

يه نکته ی آخر هم در مورد انحراف و اختلاله که بحث مهمی هستش که باز هم شما رو به پست گفت و گو های شهريور ماه - قسمت پنجم ارجاع ميدم.

 

در آخر هم، اول از همه، باز هم معذرت می خوام که اين پست اين قدر طولانی شد و می خوام بگم که بچه ها! ... درسته که با هم اختلاف نظر زيادی داريم، اما اميدوارم که همه مون با هم همين جوری دوست بمونيم و به همديگه کمک کنيم. چون اين مشکلات جز با همکاری و هم فکری همه مون - چه ترنس ها و چه دوستان عزيز ديگه ای که دوستای خوب ما هستند و توی اين مسير همراهمون اند - حل نميشه. بياين دستامون رو به هم بديم و با هم باشيم. دختر و پسر، ترنس و استريت ... ما همه مون يکی هستيم: انسان ...

راستی! چند وقتيه که از چند تا از دوستای عزيز بی نشونی جمعمون اين جا خبری نيست! ... از «يه ام تو اف»، از «ترنس»، از «نيلوفر» ... هر کی هر جا ديدشون سلام منو بهشون برسونه و بگه خيلی دلم ميخواد دوباره ببينمشون ... خيلی ... ولی حيف که هيچ آدرس و نشونه ای ازشون ندارم ... خيلی دلم می خواد دوباره ببينمشون ...

 

(ادامه دارد ...)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 13:31  توسط پری سا عابدی  |