پيش از دستور: سلام. از نظراتتون خيلی خيلی ممنونم. ولی راستش، از خوندن برخی از نظرات دلم خيلی شکست
. ولی باز، به هر حال، هر چه از دوست رسد نيکوست ... با آغوش باز نظراتتون رو می پذيرم. و در آخر هم می گم:
ما سيه گليمان را جُز بلا نمی شايد بر دل بهــايی نِه هـــر بلا که بتوانی
چهارشنبه 18 مهر1386 ساعت: 1:47 توسط:ستاره
سلام پریسا جون
خیلی دردناکه اینکه یه زنی به دلیل ترنس بودنش و بخاطر یه سری مسائل اجتماعی و حتما حتما شخصی از آشکار نمودن حقیقت خودش خودداری کنه و بعد به یه مادر تبدیل بشه و دست آخر به جایی برسه که تازه به همان اول خط برگرده
اما در اینجا بازم درد بزرگ دیگه ای هست اونم درد و رنج اون مرد مهربونی که با چه امیدهایی با اون زن ترنس ازدواج کرده و از اون بچه دار شده و حالا همه اون سالهایی که عمر او بوده و زندگی و هستی او بوده از هم گسسته میشه
و همینطور اون بچه ها که دیگر مادری ندارند تصورش خیلی دردناکه خیلی
پریسا جون حالم خیلی بد شد بخدا .
قضاوت در مورد این زندگی خیلی دشواره حق اون مرد چی میشه ؟
اون همه سالی که پای اون زن گذاشت چه میشه و با چه میزانی سنجیده میشه ؟
چه کسی یا چه قانونی سالها و عمر از دست رفته اون مرد رو جبران میکنه ؟
نمیدونم خیلی سخته
کاش ترنسهایی که به هر دلیلی توان تغییر جنسیت ندارند ازدواج نکنند کاش از نظر روحی و شخصی حداقل اونقدر قوی و قدرتمند بشن که بخاطر نگاه اجتماع و در امان بودن از افکار و حرف و حدیثهای مردم تن به ازدواج ندهند تا چنین مشکلاتی هم برای خودشان و هم برای بنده های بیگناه دیگر پیش نیاید
جواب به ستاره: راستش اين قضيه از دو ديد قابل بررسی هستش: اول اين که هر کسی دست به انتخابی ميزنه نسبت به انتخابش مسئوله (يادآوری از شازده کوچولو: «تو مسئول گلت هستی»). اگه اون مرد يا اون زن دست به عمل انتخاب برای ازدواج زده اند، مسئول تمام مسايل بعد از اون هم خودشون هستند. بنابراين، اگه مردی که ديده همسرش احساسات زنانه نداره و بدون اين که به اين مسأله توجه کنه، زندگی رو با اون ادامه داده، و حتی بچه دار هم شده، نشونه ی اينه که اون قدر همسرشو دوست نداشته که نگران حالش بشه ... بنابراين مسئول اتفاقای بعدی اش هم خودشه ... چون اين طوری انتخاب کرده. اما در مورد حقوق اون مرد هم بايد بگم که اولاً قانون اين مسأله رو تعيين می کنه، و انسانيت. ثانياً اون مرد با رفتارش با بچه هاش و همسر سابقش نشون داد که چه حقی از اون سال های زندگی مشترک داره.
¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.
پنجشنبه 19 مهر1386 ساعت: 1:22 توسط:امید
من در مورد یه موضوعی که هنوز بعد جراحی هم بلاتکلیفم اینه که واقعا یه ترنس میتونه قبل جراحی سکس کنه و بچه هم بیاره بعد متوجه نشه که مشکل داره؟ واقعا به این کار تن دادن ممکنه؟؟؟
جمعه 20 مهر1386 ساعت: 0:50 توسط:ستاره
سلام پریسا جون
منم همون سوال امید جان تو ذهنم اومد آیا واقعا ممکنه یه ترنس قبل از تغییر جنسیت ازدواج کنه تا جائیکه بچه دار بشه ؟
این خیلی هضمش سخته بخدا
بعدشم یه چیزه دیگه چطور یه ترنس در دوران بچگی و دبستانو و ... متوجه ترنس بودنش نمیشه و بعد از ازدواج متوجه میشه یعنی واقعا چنین مواردی هم بین ترنسها هست ( البته هیمن گزارش بیانگر این است که هستش )
اما من خدائیش نمیدونستم
چون از خودم خبر دارم و ایمان دارم تحت هیچ شرایطی نه از نظر اخلاقی و نه از نظر اجتماعی ( منظورم افکار و حرف و حدیثهای مردم ) ممکن نیست حتی اگر تا آخر عمرم تغییر جنیست ندادم ازدواج کنم چون اصلا چنین توانایی در روحم نیست که بخوام با همین شرایط کنونی که دارم ازدواج کنم اصلا نمیتونم بهش فکر کنم
جواب به اميد و ستاره: اول از همه بگم که اين بستگی داره که فرد چه قدر سرسپرده ی تصميماتی باشه که ديگران براش می گيرند، تا ببينيم که کی ديگه کاسه ی صبرش لبريز ميشه و عصيان ميکنه. ثانياً در مورد ترنس های F2M بايد يک نکته ای رو بگم: بسياری از ترنس های F2M پس از زايمان کردن به چنين احساسی می رسند که اون هم به دليل به وجود اومدن ترشحات هورمونی مردانه در بدنشون بعد از زايمان هستش. بنابراين، چنين چيزی ممکن است. که البته از مبحث ترنسکشواليزم تا حدی خارج ميشه و به مبحث دوجنس گرايی (Bisexualism) بيشتر مربوط ميشه. بعداً در اين مورد بيشتر توضيح می دم.
¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.
پنجشنبه 19 مهر1386 ساعت: 14:22 توسط:امیر پورشریعتی
گرامی، من یک سوال مدتی هست در ذهنم دارم ولی فرصت نشده به بحث بگذارمش امید دارم شما بتونید جواب بدید :
1- قبل از اینکه علم پزشکی مدرن به وجود بیاد برای مثال در 150 سال پیش تکلیف ترنس ها از نظر شرعی چه بوده ؟ تا ان زمان که امکان عمل تغییر جنسیت وجود نداشته، پس آن میلیون ها ترنسی که قبل از امکان تغییر جنسیت زاده شده بودند و مردند تکلیفشان چه بوده ؟؟؟
2- اگر در آینده دستاورد های صنعتی و فن آوری بشر برای مثال در اثر یک جنگ هسته ای یا برخورد یک شهاب سنگ با زمین از بین برود و دیگر امکان جراحی تغییر جنسیت برای ترنس ها نباشد تکلیف شما چه خواهد شد ؟ علمای شیعه برای شما چه خواهند کرد ؟ آیا با دعا کردن میتوانند جنسیت شما را تغییر دهند ؟
با سپاس از توجه شما و با آرزوی موفقیت برای تمام شما عزیزان در تمام مراحل زندگی
جواب به امير پورشريعتی: ترنسکشواليزم يک «کشف مدرن» نيست. از آن جايی که اين بيماری غيرمعمول نيست، بديهی است که تغيير در جنسيت انسان در گذشته هم انجام می شده به طوری که اسناد و شواهدی از دوران باستان مشاهده و مستند شده است. در بسياری از فرهنگ ها، از جمله بوميان شمال امريکا، افراد ترنسکشوال ميل به پوشيدن لباس جنس مخالف و زندگی به عنوان زن در دوران زندگيشان داشتند، که اين ميل شامل شوهر کردن هم می شد. همچنين عمل تغيير جنسيت که به منظور کاهش ملال و رنج شديد احساسات دگرجنسگرايی می باشد، نيز «ابداع قرن بيستم» نبوده است. در برخی فرهنگ ها، حتی فرهنگ های باستانی، بسياری از ترنسکشوال ها خودخواسته متحمل جراحی هايی می شدند تا بدنشان را به طريقی تغيير داده و به عبارتی «تغيير جنسيت» بدهند.
روش های جراحی و مفهوم اختگی در دوران باستان همه جا قابل مشاهده بوده است. اين کار که به منظور اهلی سازی حيوانات انجام می شد به سرعت به مردمان باستان آموخت که برداشتن بيضه های يک مرد وقتی که به اندازه ی کافی جوان است از ايجاد شخصيت مردانه در او جلوگيری خواهد کرد. چنين شخصی برای هميشه بچگانه يا «دختروار» باقی خواهد ماند. اين جراحی ها همچنين اغلب به صورت اجباری در مورد برده های مرد جوان به محض اسارت و به جهت «اهلی کردن آن ها» به عنوان «خواجه ی حرمسرا» انجام می شد. انجام چنين عمل های جراحی ای در دوران عادی پس از بلوغ مردان احساسات جنسی يا هويت جنسی آن ها را تغيير نمی دهد. با اين وجود، تا اندازه ای تحريکات جنسی آن ها را کاهش داده و البته به شدت باعث کاهش توانايی پرورش عضلات مردانه می شود.
جمع آوری دانش در مورد آثار اختگی، بعد ها برای کمک به ترنسکشوال های مرد به زن توسعه پيدا کرده است: ميليون ها ترنسکشوال در طول هزاران سال خودخواسته در جست و جوی روش هايی با آثار چشمگير تر از اختگی محض، متحمل ريسک های بسيار بالای جراحی ها شده اند. در اين جراحی ها ترنسکشوال ها با برداشتن کامل بيضه ها، آلت تناسلی مردانه و کيسه ی بيضه کاملاً اخته می شدند. افزون بر اين، ناحيه ی شرمگاهی خارجی اکثراً به صورتی شکل داده می شد که تقريباً به شکل وولو يک دختر به نظر بياد. هيچ کس دقيقاً نمی داند که چه گونه اين کار شروع شده است، ولی چنين جراحی های ترنسکشوالی در زمان يونان باستان مشهور بوده اند، به خصوص در رم باستان که مسايل جنسی را آسان می گرفتند، و اغلب به طور سنتی در «مراسم مذهبی» گوناگونی موقعيت «زن» ايجاد شده را در جامعه ميسر می ساختند.
با متحمل شدن اين جراحی ها، ترنسکشوال های مرد به زن جوان (اگر زنده می ماندند) نه تنها ديگر مرد نبودند، بلکه اندام های تناسلی ای به دست می آوردند که تا حدی شبيه اندام تناسلی زنان مادرزاد بود. با وجود فقدان واژن و فقدان عوامل توانايی زنانه شدن که از طريق هورمون های جنسی زنانه ايجاد می شد، با اين حال ترنسکشوال های جوان در گذشته پس از انجام چنين جراحی ای به عنوان زن، بهتر زندگی می کردند.
بر خلاف حرف و حديث های رايج که معتقدند اختگی خارجی کامل پس از بلوغ جنسی لزوماً باعث «از مردی افتادن» شخص نمی شود، اختگی کامل پس از بلوغ موجب ايجاد احساس نوظهوری از انگيختگی جنسی و قابليت های ارگاسم تازه و نوظهور در هجره ای جوان می شود. با وجودی که شدت روانی چنين جراحی ای ممکن است معمولاً به تحريکات شهوانی يک مرد عادی آسيب بزند، اين اثر روی يک دختر ترنسکشوال جوان معمولاً برعکس است: اين عمل می تواند آزاد کننده باشد و می تواند او را قادر به يک ابراز شهوانی و احساسات شهوانی جنسی زنانه ی کامل تر کند. درست مانند موارد زنان ترنسکشوال پس از عمل های مدرن، بسياری از هجره ای ها می توانند احساسات قوی انگيختگی جنسی در قسمت باقی مانده ی داخلی از آلت جنسی شان داشته باشند (ولو اين که آن ها فاقد بافت عصبی خارجی باشند که در جراحی های تغيير جنسيت مدرن آن را نگه می دارند، در جراحی های مدرن، به منظور قابليت های انقباضات ارگاسم، قسمت داخلی قابل نعوظ حفره ی کورپوس و البته پروستات را نگه می دارند). با اين که هجره ای ها فاقد واژن هستند، از رسيدن به ارگاسم حاصل از دخول (مقعدی) در رابطه ی جنسی با مردان بسيار لذت می برند. به دليل اختگی کامل خارجی آن ها، آلت تناسلی هجره ای ها و ناحيه ی لگن خاصره ی آن ها بسيار «دخترانه» به نظر می آيد. و بسياری از مردان در هند شديداً از معاشقه با آن ها لذت می برند. هجره ای ها به هر حال سرنوشت و محدوديت هايشان را، در قبال امکان های کشف کم ترين حد عشق به عنوان يک زن در اين زندگی پذيرفته اند.
بيشتر هجره ای ها زندگی شان را به عنوان زن با ديگر هجره ای ها در «گروه های خانواده» به سر می برند، درآمد زندگی شان را از راه کار در تشريفات سنتی مراسم های ازدواج و زايمان بچه کسب می کنند. بسياری هم به عنوان روسپی و گدا در اين طبقه ی اجتماعی پست ولی سنتی هند کار می کنند. برخی از هجره ای ها امروزه خوشبخت اند که به هورمون های زنانه دسترسی دارند، و می توانند بدنشان را از طريق رشد سينه ها و پرورش خطوط تراز بدن زنانه ی طبيعی، زنانه کنند. ترکيب اختگی در نوجوانی و استفاده از استروژن برخی از هجره ای ها را اکنون قادر می کند تا بسيار زيبا بشوند - ولو اين که متأسفانه - آن ها آلت تناسلی زنانه (واژن) ندارند و به طور اجتماعی به عنوان زن پذيرفته نمی شوند.
خاستگاه طبقه ی اجتماعی هجره به صد ها سال پيش در تاريخ هند برمی گردد. اين شيوه ی فراگير ترنسکشوال ها را قادر می سازد تا از نگرانی و سرنوشت مرد شدن در دوران نوجوانی خلاصی يافته، و موقعيتی سالم ولی پست برای آن ها در جامعه فراهم می کند. اين عمل يک تيغ دو لبه ی دردناک است که از طرفی اين پسربچه های ترنسکشوال به سمت اين می روند که «تقريباً جنسيت زنانه داشته باشند»، با آگاهی کامل از اين که ديگر هرگز خانواده شان را نمی بينند و با تحقير اجتماعی برای بقيه ی دوران زندگی شان مواجه خواهند شد، و اين عهدی ست که بين حقيقت و نهايت شدت تعارضات جنسی ای که آن ها با خودشان دارند بسته شده است.
امروزه ميليون ها هجره ای در هندوستان و بنگلادش وجود دارد. برای اطلاعات بيشتر در اين باره می توانيد به وب سايت کينار (هجره) و همين طور به روايت بی.بی.سی از هجره در بنگلادش رجوع کنيد. بسياری از تصاوير جالب از هجره ای ها را می توانيد در کتاب «هجره: جنسيت سوم در هند»، نوشته ی تاکاشی ايشيکاوا بيابيد. با وجود قرن ها زير لفافه پنهان داشتن اسرار و راز های اين طبقه ی اجتماعی، وضعيتی که اساساً نوجوانان را وادار به هجره ای شدن می کند واضحاً ترنسکشواليزم است. دانام (= Dhanam)، سرپرست يک خانواده ی هجره ای (يک «گورو» ی هجره) می گويد:
«ما با يک بحران هويت جنسی متولد شده ايم. اين يک قضيه ی قابل پيروی يا چيزی که به ديگران ياد بشود داد نيست، ولی يک غريضه ی طبيعی است که ما را ترغيب می کند که يک زن باشيم.»
«هجره ای شدن» خودخواسته حتی در دنيای مدرن غرب برای دختران ترنسکشوال جوانِ حقيقتاً نااميد غيرمعمول نيست. آن ها با اختگی کامل خود، و سپس سقوط در سيستم پزشکی برای «سرهم بندی آن»، می توانند يک «عمل تغيير جنسيت ارزان قيمت سريع در زندگی» به دست بياورند. تعدادی از دختران در ايالات متحده ی امريکا اين کار را با خودشان انجام داده، و سپس خود را با استروژن زنانه کرده اند تا به سرعت دختران کاملاً قابل قبول و زيبا بشوند (متأسفانه، از دست دادن آلت مردانه و پوست کيسه ی بيضه ايجاد ساختمان واژنی را از طريق عمل تغيير جنسيت در آينده سخت تر می نمايد). حتی تعداد بسيار زيادی از دختران ترنسکشوال جوان در ايالات متحده ی امريکا، مخصوصاً در دهه های 50 و 60 که محدوديت های سختی برای انجام عمل تغيير جنسيت برای «مردان سالم» در بيمارستان ها وجود داشت، متوسل به خود-اختگی می شدند تا از مردانه شدن خود جلوگيری کنند.
داستان بلند جراحی های «به روش هجره ای» از دوران باستان تا کنون ادامه داشته است، و در کشور هايی مانند هند و بنگلادش همين طور ادامه پيدا خواهد کرد.
(ادامه دارد ...)