پيش از دستور: سلام ... خوشحالم که بعد از گذشت اين مدت، دوباره به قسمت گفت و گو ها رسيديم ... گفت و گو های اين ماه شامل مطالب ماه های آبان و آذر هست که به دليل طولانی شدن بحثای مهر ماه، به الآن موکول شدند. بيشترشون نياز به رجوع به قرآن داشت که منم توی اين مدت يه تحقيق جامع روی قرآن کردم تا بتونم به مفيد بودن بحثا کمک کنم ... خب ... اين هم گفت و گو های اين ماه که در هفت قسمت پستشون می کنم ... اميدوارم که توی بحثای اين ماه هم مثل ماه های گذشته شرکت کنيد و بحثای مفيدی از کار در بياد ... بازم ممنون ...
سه شنبه 1 آبان1386 ساعت: 17:21 توسط:امید
سلام ممنون پریسا کامل و مفید
میگم من با یه قسمتش مشکل دارم
اگر مرد تغيير جنسيت داد و زن شد، ديگر بر کودکانش ولايت ندارد، همچنين اگر زن تغيير جنسيت داد و مرد شد، بر کودکانش ولايت پيدا نمى کند، بلکه ولايت آنان با پدر، و در صورت نبودن او با جد پدرى است و اگر او هم نباشد، ولايت اولاد به ولى امر مى رسد.
چطور مرد که زن چون از ولایت ساقط میشه ولی زن که مرد شد ولایت پیدا نمیکنه؟؟؟؟این یعنی چی؟؟؟
سه شنبه 1 آبان1386 ساعت: 19:26 توسط:مژگان
پریسا جون واقعا کار فوق العاده ای کردی. ولی مثل اینکه این قانون ارث همیشه مساله سازه گفتند بعد از عمل بهتره با دیگران سر مبلغ ارث مصالحه کنند.
جواب به اميد و مژگان: راستش، جواب دادن به اين سؤال دو موضوع رو در بر می گيره: اول اين که قانون گذار از آگاهی کامل در مورد افراد ترنسکشوال برخوردار نيست. به همين دليل، ملاک رو در هويت زن داشتن - چه قبل از تغيير جنسيت و چه بعد از تغيير جنسيت - قرار می ده. اما مورد دوم، بحث مفصل تری هست که در اين جا توضيحش نمی دم ولی توی قسمت های بعدی همين مطالب گفت و گو های اين ماه، به طور کامل شرحش دادم که بعداً بهش می رسيم. اون موضوع هم اينه که يک فرد ترنسکشوال تا چه حد از جنس جنسيت مقابلش هست ...
در جواب به مژگان عزيز هم بايد بگم که من برای موضوع «مصالحه»، به قرآن رجوع کردم که جواب زير به دستم اومد (سوره ی نساء – آيات 128-130):
وَ إِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِنْ بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَنْ يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحًا وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ وَ أُحْضِرَتِ الأنْفُسُ الشُّحَّ وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ کانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا (١٢٨) وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا کلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا کالْمُعَلَّقَةِ وَ إِنْ تُصْلِحُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ کانَ غَفُورًا رَحِيمًا (١٢٩) وَ إِنْ يَتَفَرَّقَا يُغْنِ اللَّهُ کلا مِنْ سَعَتِهِ وَ کَانَ اللَّهُ وَاسِعًا حَکيمًا (١٣٠)
و اگر زنی از طغيان و سرکشی يا اعراض شوهرش، بيم داشته باشد، مانعی ندارد با هم مصالحه کنند [و زن يا مرد، از پاره ای از حقوق خود، به خاطر صلح، صرف نظر نمايد.] و صلح [به هر حال] بهتر است؛ اگر چه مردم [طبق غريزه ی حب ذات، در اين گونه موارد] بخل می کنند چرا که نفوس را بخل فرا گرفته است. و اگر نيکی کنيد و پرهيزگار باشيد [و به خاطر صلح، گذشت نماييد]، خداوند به آن چه که انجام می دهيد آگاه است. (128) شما هرگز نمی توانيد [از نظر محبت قلبی] در ميان زنانتان عدالت برقرار کنيد، هر چند کوشش نماييد! ولی تمايل خود را به کلی [به يکی از آنان] متوجه نسازيد که ديگری را به صورت زنی که شوهرش را از دست داده در آوريد [و او بلاتکليف و معلق ماند]! و اگر راه صلاح و پرهيزگاری پيش گيريد، خداوند آمرزنده و مهربان است. (129) [اما] اگر [راهی برای اصلاح در ميان خود نيابند] از هم جدا شوند، خداوند هر کدام از آن ها را با فضل و کرم خود بی نياز خواهد کرد. و خداوند، دارای فضل و کرم، و حکيم است. (130)
اين مطلب رو به حالت کلی آوردم در مورد رابطه ی زن و مرد ... همون طور که در اين آيات اشاره شده، اولاً با توجه به صيغه ی فعل «يَتَفَرَّقَا» (يادآوری: در عربی برای اشاره به يک جفت مرد و زن، از صيغه ی مثنی مذکر استفاده می شود)، حکم طلاق رو فقط مخصوص مرد قرار نداده (نکته ای که هنوز هم رعايت نميشه). ثانياً گفته شده که در هر حال، سازش بهتر از مشکل داشتن هستش چون نشانه ی نيک بودن و پرهيزگار بودن شخص هستش ... شايد بگيد که خب، پس حق شخص چی ميشه؟ ... خدا در جواب ميگه که کسی که نه از روی ضعف، بلکه از روز پرهيزگاری به سمت صلح بره، خدا او رو از فضل و کرم خودش بی نياز می کنه ... شايد بعضی بگيد که نعمت آخرت به کنار، نعمت اين دنيا چی ميشه؟ ... ولی بايد به اين نکته توجه کرد که در قرآن هر جايی که مطلبی محدود نشده، منظور اون عام هستش .. بنابراين، اين نعمت در همين دنيا هم، اگر ايمان داشته باشيد به شما می رسه.
در مورد سهم الإرث هم گفته شده که (سوره ی نساء – آيات 11-12):
يُوصِيکمُ اللَّهُ فِی أَوْلادِکمْ لِلذَّکرِ مِثْلُ حَظِّ الأنْثَيَيْنِ فَإِنْ کنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَک وَ إِنْ کانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَ لأبَوَيْهِ لِکلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَک إِنْ کانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ يَکنْ لَهُ وَلَدٌ وَ وَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلأمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ کانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلأمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِی بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَاؤُکمْ وَ أَبْنَاؤُکمْ لا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَکمْ نَفْعًا فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِيمًا حَکيمًا (١١) وَ لَکمْ نِصْفُ مَا تَرَک أَزْوَاجُکمْ إِنْ لَمْ يَکنْ لَهُنَّ وَلَدٌ فَإِنْ کانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَکمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکنَ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَ لَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکتُمْ إِنْ لَمْ يَکنْ لَکمْ وَلَدٌ فَإِنْ کانَ لَکمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَکتُمْ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَ إِنْ کانَ رَجُلٌ يُورَثُ کلالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِکلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ فَإِنْ کانُوا أَکثَرَ مِنْ ذَلِک فَهُمْ شُرَکاءُ فِی الثُّلُثِ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَى بِهَا أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَارٍّ وَصِيَّةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ (١٢)
حکم خداوند درباره ی فرزندانتان اين است که: ارث پسر دو برابر اندازه ی ارث دختر می باشد. و اگر دخترانتان بيش از دو باشند، حق الإرث مجموع دختران دو سوم ارث است و اگر دختر يکی باشد، نصف و در صورتی که ميّت، فرزندی داشته باشد، سهم الإرث هر يک از پدر و مادر، يک ششم ارث است و اگر ميّت فرزند نداشته باشد و ارث منحصر به پدر و مادر باشد، در اين صورت مادر يک سوم می برد و باقی به پدر می رسد. و اگر ميّت بی فرزند بوده، ولی برادری داشته باشد، مادرش يک ششم ارث می برد، [و پنج ششم باقی مانده برای پدر است] پس از اين که حق وصيت و دين که به مال ميّت تعلق گرفته است استثنا شود. شما اين را که پدران و مادران و فرزندان و خويشانتان، کدام يک به خير و صلاح و به ارث بردن به شما نزديک ترند نمی دانيد [تا در حکم مراعات کنيد]. اين احکام فريضه ی الهی است که خدا بايد معين کند زيرا خداوند به همه چيز دانا و به همه ی مصالح خلق آگاه ست (11) و سهم الإرث شما مردان از ارث زنان ميّتتان، اگر آن ها فرزندی نداشته باشند، نصف ارث است. و اگر فرزندی داشته باشند، يک چهارم از آن شماست. پس از انجام وصيتی که کرده اند و ادای دينی که به دارايی آن ها تعلق گرفته. و سهم الإرث زنان، اگر دارای فرزند نباشند يک چهارم تَرَکه ی مردان است، و اگر فرزندی داشته باشند، يک هشتم از آن خواهد بود، بعد از انجام وصيتی که کرده اند و ادای دين. و اگر مردی بميرد که وارثش کلاله [خواهر يا برادر] ی او باشد، يا زنی بميرد که وارثش يک برادر يا خواهر او باشد، در اين حال سهم الإرث هر کدام، يک ششم است [اگر برادران و خواهران مادری باشند] و اگر بيش از يک نفر باشند، همه ی آن ها يک سوم ترکه را به اشتراک ارث برند پس از خارج کردن حق دين و حق وصيت ميّت، به شرط آن که [از طريق وصيت و اقرار به دين] به آن ها ضرر نزند [يعنی بيش از يک سوم نباشد]. اين حکمی است که خدا سفارش فرموده و خدا به احوال همه ی بندگان دانا و به هر چه ناروا کنند هم بردبار است. (12)
و يک نکته رو هم بگم که به قول شازده کوچولو: «آدم وقتی تحت تأثير شديد رازی قرار گرفت، جرأت نافرمانی نمی کند.» که اين همون ايمان واقعی است. اميدوارم که همه مون واقعاً به خدا ايمان داشته باشيم.
¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.
سه شنبه 1 آبان1386 ساعت: 23:58 توسط:MoNa
پریسا جون سلام ،گفته بودی زیاد رو عمل زوم نکنیم
میخواهم بگم اگه زوم نکنیم پس چکار کنیم؟
تا آخر عمر بشینیم تو خونه نه درسی نه کاری نه آینده ای نه هیچی ؟
عمل برای منی که نمی تونم هیچکاری انجام بدهم مهمترین مرحله از زندگیم هست تا کی کنج خونه بشینم؟
تا کی گریه کنم برای اون اختلالی که خودم در بوجود اومدنش نقشی نداشتم.
الان من چیم؟
یه مرده متحرک
تا کی نگاههای مردم رو تحمل کنم .
اما مثل اینکه این کاشکی ها تمومی نداره من که نمی تونم این جوری ادامه بدم.
23 سالم شده همه چیز داره برام یه آرزوی دست نیافتنی میشه.
من نمی تونم مثل بعضی از ترنسها رل بازی کنم و در خلوتم خودم باشم.
مگه من انسان نیستم
اما اینجا من تا جراحی نکنم هیچکاری نمی تونم بکنم.
تازه اگر هم بخواهم رل بازی کنم صدام ،صورت همه چیز رو بر ملا میکنه نکنه باید هرمون بخورم تا صدام هم مردانه بشه تا بتونم رل بازی کنم؟
امیدوارم خدا کمکمون کنه برای همه دعا میکنم برای منم دعا کنید.
چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت: 8:24 توسط:ارش
سلام پریسا جون از متولد شدن دوباره ات بگو وبرنامه هایی که برای اینده داری با تشکر ارش
جواب به مونا و ارش: مونای عزيزم می فهمم چی می گی ... همه مون همدرديم و همين مشکلات رو داريم. ولی ... خب، تفاوت توی ديدگاه نسبت به زندگی هستش ... راستش، بعضی ها معتقدند که ما وقتی که عمل می کنيم تازه متولد می شيم ... نظر قابل تأملی هستش ... ولی خب، به نظرم لذت بردن از مسير زندگی هستش که مهمه ... ممکنه که منِ نوعی مثلاً همه ی تلاشم رو واسه ی جراحی کردن بکنم و يهو، درست قبل از عمل قلبم وايساد و مُردم ... اون موقع چی؟ ... اون موقع چی رو به عنوان زندگی بايد بدونم؟ ...
من به شخصه، به اين عمل فقط به عنوان يه عمل نگاه می کنم، مثل هر عمل ديگه ... به قول سينا: «در هفته های بعد [از عمل] متوجه خواهید شد که عمل، هدفی که این قدر برایش رنج برده، کار کرده و جنگیده اید، چیز زیادی را تغيير نداده است. چیزی که عمل تغییر داده است، کاملاً خصوصی است! تنها مسأله ی عمومی که عمل روی آن تأثیر گذاشته این است که، به هر حال، می توانید امیدوار باشید حقوق غیر قابل بحث بیش تر یا کم تری مطالبه کنید و بتوانید فضای بیش تری [يا کم تری] داشته یا امیدوار باشید که در شرایط بحرانی زندگی تان، افراد به شما کمک کنند چون می فهمند شما ترنسکشوال هستید و شاید هم ... از شما روی برگردانده و اجازه دهند بمیرید ... همین!» ...
به نظرم، ما در هر وضعی که هستيم انتخاب با خودمونه که از زندگی لذت ببريم يا نه؟! ... البته منظورم اين نيست که به وضعيت موجود رضا باشيم! ... نه ... بلکه سعی کنيم در طول مسير روند تغييرمون، از زندگی هم استفاده کنيم. اگه بخوام با يه مثال منظورم رو روشن کنم، کرم ابريشم رو مثال می زنم: کرم ابريشم به اين دليل که هنوز پروانه نشده که نمی تونه زندگی نکنه ... اون زندگی اش رو می کنه و از دنيا به اندازه ای که بايد، بهره اش رو می بره تا اين که يه روزی پس از زندگی سينه خيزش، زندگی رو به شکل عطر پرواز برفراز پيله اش ببينه ... حتی اگه زندگی در پروازش فقط يه روز طول بکشه ...
به هر حال، انتخاب با خودمونه ... و چه بخوايم، چه نخوايم، اتوبوس زندگی رد ميشه ... می تونيم سوارش بشيم، يا اين که می تونيم منتظر اون اتوبوس آرمانی بعدی باشيم ... اتوبوسی که ممکنه عمرمون بهش نرسه ... عمر که دست ما نيست ... هست؟ ...
در جواب به ارش عزيز (که يه ترنسکشوال M2F هستند) هم بگم که من يه بار، اونم در تاريخ 26 خرداد 1363 متولد شدم. هنوز هم جراحی نکردم. ولی اميدوارم تا قبل از عيد امسال – اگه خدا بخواد – بتونم جراحی کنم. همين ... اون قدرا هم، چيز هيجان انگيزی نيست! – البته به نظر من ... هر چيزی رو سخت بگيری، سخت واست پيش ميره ...
(ادامه دارد ...)
![]()