تبليغاتX
... پری سای خسته ... - گفت و گو های آبان ماه و آذر ماه - قسمت دوم
آوارگی های يک ترنسکشوال M2F

 

سه شنبه 8 آبان1386 ساعت: 12:10 توسط:آیینه

 

سلام

دستتم درد نکنه. دست بقیه دوستانی هم که میان و بحث می کنن هم درد نکنه.

چون می بینم اینجا به تریبون خوبی برای ترنس ها تبدیل شده خواستم یک پیشنهاد رو به اطلاع همه برسونم: یکی از مهمترین راههایی که ما بتونیم خودمون رو در جامعه خودمون و بویژه در محافل علمی ایرانی و فارسی زبان مطرح کنیم استفاده از نامی بومی برای ترنس هاست.

من یک مترجم هستم. سه سال پیش برای واژه "ترنسکشوال" واژه "تراجنسیتی" و مشتقات اون رو به فرهنگستان زبان پیشنهاد کردم که مورد استقبال اونها واقع شد.

پیشوند "ترا" ریشه ای اوستایی داره و از نظر معنایی معادل "trans" در لاتینه. به معنای حالتی بینابین و درحال گذار. البته این ریشه قبلا در واژه های "ترابری" و "تراکنش" هم بکار گرفته شده.

در خرداد 84 زمانی که خبرنگار خبرگزاری ایلنا بودم گزارش مفصلی رو در مورد "بیماران تراجنسیتی" و "تشکیل انجمن بیماران تراجنسیتی" نوشتم که در اون زمان خیلی جنجال به پا کرد و در همون گزارش از کلمه "تراجنسیتی" به جای ترنس استفاده کردم و امروز می بینم کمابیش در جاهای مختلف مورد استفاده قرار می گیره.

من فکر می کنم ما ترنس های ایرانی و در گستره وسیع تر فارسی زبان باید در محافل مختلف این جامعه جای خودمون رو باز کنیم و استفاده از یک واژه فارسی می تونه یکی از راه حل ها باشه

 

ممنونم

 

جواب به آيينه: ممنون از لطفت که اين جا نظرت رو ارايه کردی ... اما در مورد پيشنهادت ... بايد بگم که از چند منظر ميشه اين موضوع رو بررسی کرد:

 

1-    ديدگاه واژه گزينی: واژه ی «تراجنسيتی» و ديگر مشتقات اون از پيشوند «ترا» همراه با واژه ی «جنسيت» و «ی» وصفی-حالتی تشکيل شده. در اين ترکيب واژگان، «جنس» کلمه ای عربی هستش. پس، اگر بخواهيم در جهت پالوده سازی زبان بر بياييم بايد جايگزينی برای اون هم پيدا کنيم.

2-    ديدگاه شيوايی: واژه ای بر زبان می نشينه و رواج پيدا می کنه که در عين اصيل بودن، دو عنصر محتوا و شيوايی را نيز در بر داشته باشه. مثلاً کم تر کسی هست که به خيابون «گيشا» بگه «کوی نصر». در عوض، کم تر کسی هست که به «دانشگاه شريف» بگه «دانشگاه آريامهر».

3-    ديدگاه فرهنگی: زبان فارسی خالص، و به طور کل، زبان خالص به هيچ عنوان وجود نداره. بلکه زبان ها در طول زمان در مجاورت محيطی و محاطی با زبان های ديگه از اون ها تأثير می گيرند. به عنوان نمونه، زبان فارسی کنونی، مجموعه ای است از پارسی جديد (= فارسی دری که شامل زبان های زير است: پارسی ميانه (= پهلوی اشکانی)، زبان های سامی (از قبيل: عربی، آرامی، عبری و ...))، زبان ترکی-مغولی، زبان ترکی، زبان های خانواده ی لاتين (فرانسوی، پرتغالی، اسپانيايی)، زبان انگليسی و ...

4-    ديدگاه هويتی: هويت به معنی اينه که آدم پيوسته خودش رو به جای غير می گيره يا به عبارت ديگه، غير رو به جای خودش به حساب می آره ... مشکل زمانی آغاز ميشه که خودش رو به جای خويش بگيره. حالا ... زمانی که ايرانی خودش رو به جای ايرانی می گيره، در اين صورت ايرانيت تماميت يافته به صورت «ايران بزرگ» در مياد و زبان فارسی با فراموشی 14 قرن تمدن که حاصل رابطه ی اون با غير است تبديل به «فارسی سره» ميشه. در تاريخ معاصر نمونه های ديگه ای از اين روند رو سراغ داريم. شايد لازم به يادآوری نباشه که جنبش مربوط به «فارسی سره» هم زمان با اوج افکاری بود که در دهه ی 30 در آلمان موجب سر کار اومدن فاشيست ها شد. چنان که می دونيم، تصفيه ی زبان آلمانی از لغات لاتين در زمره ی برنامه های اين دولت بود.

5-    ديدگاه گسترشی: زبان فارسی به همراه بسياری ديگر از زبان های ديگه زبانی مرده به حساب مياد. چرا که در طول قرون تفاوت چشمگيری در ساختار واژگانی و معناگذاری اون صورت نگرفته، به صورتی که مردم امروزه ی ما در قرن 14 به زبانی صحبت می کنند که فردوسی در قرن 5 صحبت می کرد ... اين نشان از خاک گرفتگی زبان داره. يکی از دلايلی که زبان انگليسی به اين صورت جهانگير شده هم اينه که زبان انگليسی پوياست. به طوری که انگليسی زبانان، امروزه زبان شکسپير را به راحتی نمی فهمند ... شايد بگيد که دليل گسترش زبان انگليسی به دليل نوع حکومت استعماری اون در طی قرن های گذشته بوده باشه. ولی اگر اين طوره، پس چرا چنين نتيجه ای در مورد زبان فرانسوی و يا ديگر زبان های استعماری صادق نيست؟ به طوری که «کوشنر» - وزير خارجه ی فرانسه - به انگليسی حرف می زنه! (يادآوری: فرانسوی ها به صورتی افراطی به زبان فرانسه غيرت می ورزند) ... همين طور طرحی در مجلس فرانسه در دست بررسی است تا تفاوت واژگانی را در نوشتار و گفتار کاهش دهند تا از دشواری اون کم کنند. زبان انگليسی زبانی هست که پويايی و زايايی رو با هم داراست ... هم از زبان های ديگه واژه وارد می کنه تا گنجينه ی لغاتش رو به روز کنه و هم واژه سازی های مناسب با مفهوم در اون صورت می گيره ...

 

به هر حال، برای اين که زبانی پربار داشته باشيم نياز داريم که اولاً راه رو برای تعامل با زبان های ديگه نبنديم، ثانياً از گنجينه ی واژگانی زبان فارسی هم در ايجاد واژه های مناسب و شيوا و پر معنا استفاده کنيم. بنابراين، بذاريد مردم خودشون بين کلمات انتخاب بکنند. هر چه قدر هم که به مردم بگوييد «بالگرد»، مردم می گويند «هلی کوپتر» ... انتخاب با جامعه است ...

 

¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.

 

سه شنبه 8 آبان1386 ساعت: 16:43 توسط:پلنگ صورتی

 

سلام ببخشید یه سوالی از شما داشتم البته من زیاد با این مسائل آشنا نیستم ولی برام خیلی هم جالبه و هم مهم اینکه بدونم

میخواستم بدونم شماها که ترنس هستید با شیمیل ها فرق دارید ؟

اصلا میتونید شیمیل را برای من تعریف کنید ؟

خیلی خوشحال میشوم لطف کنید و بگوئید

من بازم میام دوست عزیز

و واقعا از بحثهایی اینجا شده لذت بردم و چقدر نظرم هم راجب ترنسها عوض شد و هم راجب همجنسگراها و واقعا همه شماها را دوستدارم تازه فهمیدم که چقدر بی توجه بودم و به غیر از خودم به چیزه دیگه ای توجه نداشتم

به امید دیدار دوباره

 

جواب به پلنگ صورتی: Shemale (يا She-male) معمولاً به عنوان اصطلاحی تمسخر آميز است که برای افرادی به کار می رود که ظاهری زنانه دارند، به طوری که هم دارای سينه های زنانه و هم آلت جنسی مردانه هستند. اصطلاحات ديگری که برای آن ها به کار می رود Tranny و Ladyboy می باشد. در کل، اين اصطلاح به دو دسته از افراد گفته می شود:

 

1-    به ترنسکشوال های مرد به زنی که فقط به هورمون درمانی قناعت کرده و از وضعيتشان در آن وضعيت راضی اند و عمل نمی کنند.

2-    به هرمافروديت (= دوجنسه ی فيزيکی) هايی که از وضعيت خود راضی اند و قصد تغيير در وضعيت جسمی خود را ندارند.

 

در هر دو حالت، اين اصطلاح برای افرادی به کار برده می شود که از وضعيت خود راضی اند و - عموماً - شرکای جنسی زيادی دارند و به نوعی «بدکاره» هستند. واضح است که اين افراد با ترنسکشوال ها و هرمافروديت های عادی متفاوت اند.

 

¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.

 

چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت: 14:55 توسط:دلارام

 

سلام پری جون حالت خوبه ؟

ای بابا من نمی دونم چرا شماها انقدر گیر دادین به این همجنسگراها و سنگ اینا رو به سینه می زنید؟خصوصا ستاره جان

بهتر نیست بذاریم هرکسی مشکل خودشو خودش حل کنه؟

به نظرم با دیدی که تو جامعه و دین ما نسبت به این افراد وجود داره بهتره که اینقدر اونها رو به خودمون نچسبونیم. دلیلی نمی بینم زیاد در این مورد بحث بشه.چون باعث می شه دید مردم نسبت به ما هم بد بشه در حالی که ما با همجنسگراها کلی فرق داریم.

فکر می کنم اگه در مورد ترنسها بحث بشه معقول تره.

 

چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت: 22:22 توسط:ستاره

 

سلام

دوستان عزیز من در مرحله نخست به عنوان یه انسان و در مرحله دوم به عنوان یه ترنس هیچ اشکالی نمی بینم که راجب موضوعات مختلف گفتگو کنم . مگر ما ترنسها فقط باید راجب خودمون حرف بزنیم ؟

خوب ما جزیی از همین دنیا هستیم و همه موارد و مشکلات موجود به عنوان یه انسان به ما هم مربوط میشه

تازه مگه من چی گفتم و چی میگم که برای برخی دوستان ناخوشانید است ؟

مگر از مشکل دیگر گفتن و از دردی دیگر گفتن کار بدی است که باعث نگرانی و رنجش شما می شود ؟

مگه از هوموها گفتن کار بدیه کی گفته باعث میشه نظر مردم نسبت به ما عوض بشه ؟

مگه مردم را از نا آگاهی نجات دادن بده یا گناهه ؟

واقعا پیش خودتان فکرکنید کدام کار بدتره دفاع از درماندگانی که حتی خود شما به عنوان یه انسان دردمند ازشان دوری میکنید و حتی قادر به شنیدن و خواندن حقایق راجب اونا نیستید یا گفتن حقایقی که با انها درگیر هستند و شنیدن حرفاشون ؟

دوستان کدام کار بدتره ؟

کدام کار باعث سردرگمی میشه ؟ آیا همین حرفها و تفکیک مباحث باعث نمیشه که حتی حقایق و موارد علاوه بر اینکه ازهم تمیز داده بشه تازه باعث آشنایی بهتر و روشنتر شدن موضوعات بشه

نمیدانم چرا اینقدر منفی نگاه میکنید و چرا اینقدر جبهه گیری میکنید ؟

فراموش نکنید که خدا و خالق همه ما همان خدای یگانه است و همه ما هر که هستیم و هرچه هستیم بنده خلق شده خدائیم

 

پنجشنبه 10 آبان1386 ساعت: 13:28 توسط:دلارام

 

شماها واقعا از خود گذشته اید!

نمی دونم چه دلیلی داره اینجا یه همچین بحثهایی بشه؟!

بهتر نیست اجازه بدیم هر کسی خودش از حق خودش دفاع کنه؟

کجا دیدید یه فرد کور بیاد و از حقوق کر و لالها دفاع کنه؟

خودمون هزار جور مشکل و بدبختی داریم اون وقت شما چسبیدید به مشکلات افراد دیگه! اینجا شده وبلاگ حمایت از همجنسگرایان!

البته این افرادی هم که میان نظر می دن خیلی برام جالبن!

این قضیه تو وبلاگ ستاره جان هم اتفاق میفته!

افرادی ناآشنا و البته خیلی مشتاق!

راجع به قرآن هم باید بگم که در فرامین واضحی که در قرآن اومده جای هیچ شک و شبهه ای نیست و اینها نص صریح هستش و هیچ گونه دخل و تصرفی نمی شه کرد.

 

جواب به ستاره و دلارام: راستش، اين عبارت «جواب به ...» خيلی کليشه ای شده، ولی خب ... عيبی نداره ... با چيزايی که ستاره گفت کاری ندارم اصلاً ... ولی ... اين مطلبی که ستاره گفت منو به ياد اين موضوع انداخت:

 

-       آيا فقط افراد ترنسکشوال هستند که به معرفی خودشون می پردازند؟

-      آيا اگه يه Straight از ما ترنسکشوال ها توی يه مجله يا روزنامه يا هر رسانه ی ديگه ای حرف بزنه کار اشتباهی کرده و شايسته ی ملامته؟ ...

-       آيا فقط کور ها حق دفاع از کور ها و کر ها حق دفاع از کر ها رو دارند؟ ...

-       آيا فقط مورچه ها حق دارند از حق مورچه ها دفاع کنند؟ ... درخت ها هم همين طور؟ ...

 

نمی دونم و الله... ولی فکر می کنم که ما قبل از همه ی اين خط کشی های افقی و عمودی، همه مون موجودات زنده ايم ... اين طور نيست؟ ... شايد يکی بخواد به جز حقوق خودش، از حقوق موجودات ديگه هم دفاع کنه ... اين جرمه يا گناهه؟ ... بحث قرآن هم جای خودش، با نظرات ديگه می آرم.

 

دلارام عزيزم ... درک می کنم چی ميگی عزيزم ... کسی هم قصد چسبوندن اون ها رو به ترنس ها نداشت ... هدف اين جا اينه که هر کدوم تفکيک بشه البته با ديدگاهی انسانی ... فکر کنم که بحثايی که توی اين چند ماه توی اين بلاگ انجام شد، همه چيزو در مورد تمايز هومو ها و ترنس ها روشن کرد ... و همين هم برای من کافيه ...

 

(ادامه دارد ...) 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 9:29  توسط پری سا عابدی  |