پيش از دستور 1: سلام دوستان ... ممنون از اين که اين ماه هم با هم بوديم ... اين قسمت آخرين قسمت از گفت و گو های اين ماه هستش ... خواستم اول از همه معذرت بخوام که اين ماه اين قدر پست های گفت و گو ها طولانی شد ... راستش، اول قرار بود گفت و گو ها رو در هفت قسمت بذارم اين جا ... ولی وقتی ديدم که چون فصل امتحانات هستش، کسی فرصت نمی کنه که اونو ظرف چند روز بخونه، واسه ی همين هم بازه ی به روز رسانی رو طولانی تر کردم و اين باعث شد که اگه می خواستم در هفت قسمت گفت و گو ها رو بذارم، از محدوده ی زمانی اين ماه خارح می شد. اين شد که هر پست رو طولانی تر کردم تا همه اش توی اين ماه جا بشه ... به هر حال، اميدوارم که منو ببخشيد ...
پيش از دستور 2: يه نکته ای رو هم می خواستم در مورد بحثايی که اين جا ميشه بگم ... توی اين بحثا قرار نيست به قول آراد «کَل کَل» بکنيم ... بحثا تا جايی ادامه پيدا می کنه که حرف تازه ای واسه ی گفتن باشه و حرفا فرسايشی نشه ...
پيش از دستور 3: بار ها گفتم، باز هم ميگم ... اين قدر صبور هستم که نياز نداشته باشم برای دادن جواب ديگران از کامنت های بلاگ خودم استفاده کنم ... هيچ وقت توی بلاگ خودم کامنت نمی ذارم ... اگه حرفی داشتم ميام توی متن بلاگم می گم ... و در ضمن، هر کسی هر جايی نظری تهاجمی و يا دلقک وارانه به اسم من ديد، بدونه که اون نظر من نيست و از اسم من سوء استفاده داره ميشه ...
پيش از دستوز 4: ما اومديم اين جا فقط با هم بحث کنيم ... ولی نمی دونم چرا اصلاً هيچ کس نگاه نمی کنه من چی نوشتم و موضوع بحث چيه ... من از ناسزا شنيدن ناراحت نمی شم چون توی خونه و خانواده و جامعه به اندازه ی کافی شنيدم و می شنوم که گوشم پر شده باشه ... چيزی که منو ناراحت می کنه اينه که نظرات بدون توجه به موضوع بحث داده ميشه ... به هر حال، اين جا تمرينی واسه ی اينه که خودمون رو در استدلال توی جامعه در دفاع از خودمون نشون بديم ... «خدا» يی بلآخره هست که شاهد اعمال همه ی ما ها هستش ... اميدوارم که روز قيامت پيشش رو سفيد باشيم ...
دوشنبه 19 آذر1386 ساعت: 11:44 توسط:حامد رضازاده
سلام پریسا.
وبلاگ قشنگی داری.اما ایا بهترین مرجع تقلید عقل نیست؟تا کی خودمونو بازیچه قرار بدیم؟تا کی در چارچوب این دموکراسی ظاهری دست و پا بزنیم و عقلمونو بدیم به دست افرادی که سطح تحصیلاتشون پایین تر از ماست و نه با نسل ما جور در میاد.
ذهنتو زیبا کن...
سه شنبه 20 آذر1386 ساعت: 1:24 توسط:امید
سلام
تو کلا وقتی که خودت آپ میکنی میای وبلاگ من نه؟
از فرمایشات مادر عروس واقعا ممنونم اگه نظر نمیداد ما باید چکار میکردیم واقعا
سه شنبه 20 آذر1386 ساعت: 22:52 توسط:مهیار رحمانی
دیگه آدم قحطی بود عکس آخوند چسبوندی اینجا .....
ولی بازم دستت درد نکنه مطالب قبلیت بهتر بود
جواب به حامد رضازاده و اميد و مهيار رحمانی: راستش ... من يه اصل اخلاقی دارم: «اگه از ديگران انتظار احترام داری، بايد به اون ها هم احترام بذاری». راستش ... من معتقد به مراجع تقليد نيستم، ولی آدم معتقدی هستم. از طرفی هم علمای دينی برای جامعه ای که داريم واقعاً ضروری اند چون اکثر مردم عوام اند و «أکثَرُهُم لايَعقَلون» ... تا حالا چند نفرمون قرآن رو يک بار فقط فارسی هاش رو خونديم؟ ... چند نفرمون فارسی نهج البلاغه رو يک بار خونديم؟ ... چند نفرمون فارسی صحيفه ی سجاديه رو يک بار خونديم؟ ... حالا تأمل در معانی و تفکر در متون عربی اش به کنار ...
ما ايرانی ها - عموماً (نگفتم همه ها! ...) - آدمايی هستيم که دانش دينی مون يا از پای منبر مياد، يا از قرقره ی قرآن توی مجلس ختم قرآن، يا از جلسات حسين پارتی ... يا خيلی که فرهيخته باشيم، از کتابای معارف دوران ابتدايی و راهنمايی و دبيرستان ... از همه ی اينا هم که بگذريم، فرهنگ ما با مسايل دينی گره شديدی داره - چه قبل از اسلام و چه بعد از اون و چه حالا و چه ميليون ها سال ديگه - ...
اين مسايل رو قبلاً گفتم و دوست ندارم که حرفای تکراری بزنم. فقط اينو می گم که اين حرف اشتباهه که به اونا بگيم تحصيلاتشون از ما پايين تره. اين حرف مثل اينه که من بگم که مثلاً دانش من از لوريس چکناواريان بيشتره چون در زمينه ی کامپيوتر و اينترنت بيشتر سر در ميارم و «ليسانس» دارم! ... خب شايد دانش من در زمينه ی خاصی بيشتر باشه ... ولی توی همه ی رشته ها آيا؟ ... به نظرم اشتباهه اين نظر ... هر کسی در زمينه ای رشد علمی-فرهنگی-شعوری داره ... من که نمی دونم دانش يه نفر چه قدره و خدا چه قدر بهش عقل و شعور و توانايی کسب دانش داده، حق ندارم پيش داوری کنم ... يه نکته ای هم بگم: معمولاً کسی که از يه چيزی بيشتر حرف می زنه، کم تر می دونه ... اميدوارم که من نادان ترين نباشم.
¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.
چهارشنبه 21 آذر1386 ساعت: 0:38 توسط:ستاره
سلام پریسا جونم
اول بگم از اون نظر قشنگی که دادی خیلی خیلی خیلی ممنونم میدونی وقتی خوندم وقتی دیدم که نوشتی من همشو قشنگی میبینم یه احساسی بهم دست داد که نگو نظرت خیلی روم اثر گذاشت پریسا جون میدونی خوب بعضی وقتها خیلی کم میارم خودت که میدونی گلم
و اما این آقای سیستانی باید بگم خیلی از جمله تحقق انجام جنسی جدید تعجب کردم تعجب که نه بیشتر دلم میخواد بدونم دقیقا این احکامو به شکلی بیان کرده باید خیلی نکات مهمی که با علم امروز سنخیت داره توش باشه بخدا پریسا جون اگه بتونی اون احکام جدید جنسی رو هم گیر بیاری و باسه ماها بنویسی خیلی خوب میشه شایدم خودت از قبل تو فکرش بودی فقط خواستم بگم خواهشا اگر امکانش هست این کارو هم بکنی خیلی خوب میشه
راستی یه چیزه دیگه پریسا جون من چند وقت پیش توی یه سایت خوندم که توی عراق مردم چند تا ترنسشکوال رو کشتن ( خیلی غصه خوردم ) ظاهرا بعد از فتوی همین سیستانی بوده حتی عکس اون ترنس عراقی رو چاپ کرده بودند خدابیامرز اسمش دینا یا دایانا بود اگه خواستی آدرسشو بدم بری ببنینی چون متنش همش انگلیسی بود منم چون زبانم صفره سر در نیاوردم ولی فکر کنم تو بتونی بفهمی جریان چی بوده
قربونت برم
جواب به ستاره: ستاره ی عزيزم ... همون طور که قبلاً هم گفتم، مسايل جنسی چيزی نيست که امروزی و ديروزی باشه ... مسايل جنسی مسايلی هست که از اول خلقت انسان تا آخر قيامت يک اصول رو داره: بقای نسل (به عنوان اصل اصلی)، و لذت دنيوی (اصل ثانويه و فرعی) ... اما در مورد اون مطلب آقای سيستانی، شما موضوع رو بد فهميدی ... منظور از «احکام جنسی جديد»، احکام جنسيت ثانويه در مسايل شرعی است ... ايشون معتقدند که بعد از تغيير جنسيت بايد به احکام جنسيت ثانويه عمل بکنيم. ولی مثلاً آقای خمينی معتقدند که انجام احکام جنسی جنسيت ثانويه از همون قبل از عمل واجب هستش ... حالا توی زمان مناست، مطلب آقای خمينی رو هم می ذارم.
¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.
چهارشنبه 28 آذر1386 ساعت: 12:21 توسط:شايان(ام تو اف)
سلام پریسا جان
مطالب جالبیه ولی در مورد اینکه ما خودمون باید تشخیص بدیم من نظرم اینه که ما از اول عمرمون این تشخیص رو دادیم شاید اسم علمی بیماریمون رو تازه فهمیدیم ولی احساسمون که تغییر نکرده
در مورد خانواده ها هم مطمئنا در شرایط فعلی اگر ازشون سوال بشه اونا منکر این قضیه میشن
جواب به شايان: در جواب به شايان عزيزم بايد بگم که درسته ... ما از اول عمرمون فهميديم که چه احساسی داريم ... ولی نمی دونستيم که مشکلمون چيه ... بعدشم، در رابطه با خانواده، منظور اينه که اونا هم علايم رو تأييد کنند ... منظور اين نيست که ما رو تأييد کنند يا از بيماری خبر داشته باشند ... چرا که مطمئناً حالت دفاعی می گيرند نسبت به اين بيماری ... البته معمولاً خانواده می گن که بچه شون اين طوری نبوده و چند ساليه که اين طوری شده ... و معمولاً اين «چند سالی» رو به دوران بلوغ و گشتن با ديگران و يا ارتباط با اينترنت ربط می دهند ... ولی خب ... روان کاو آگاه می دونه که خانواده چنين برخوردی می کنند ... از خانواده فقط برای تأييد علايم و تشخيص وضعيت روانی خانوادگی بيمار استفاده می شه، نه چيز ديگه ای ...
¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.
جمعه 30 آذر1386 ساعت: 9:20 توسط:مهدی شرع پسند
سلام پریسا خانم من به روانشناسی خیلی علاقه دارم البته از لکان چیز زیادی نمی فهمم . خوشحال میشم که چند تا کتاب رو به من معرفی کنین . یه سری کتابم هست که می خوامشون ولی پیدا نمی کنم اگه شما داشته باشین شاید بشه ازتون قرض بگیرم به مدت یه روز
مثلا کتاب فروید آستور یا رسالت زیگموند فروید اریک فروم یا مفهوم ساده روانکاوی فرید جواهر کلام کتاب آقای موللی رو خواندم ولی زیاد چیزی ازش نفهمیدم .
ضمنا بخش ایراد روان کاوی رو خوب متوجه نشدم ضمنا در مورد تفاوت بین همجنس دوستی و ترانسکشوالیزم توضیح بدین . البته من فکر می کنم اون رابطه ای که فروید بین پارانویا و همجنس دوستی برقرار می دونست الان رد شده اینو توی یکی از کتابای اریک فروم خوندم .فروید تصور می کرد که پارانویا ناشی از میل همجنس دوستانه ی ناخودآگاه هست.
جواب به مهدی شرع پسند: از جواب به سؤال های شخصی که بگذريم، در مورد نظرتون که در مورد فرويد، پارانويا و رابطه ی اون با ميل همجنس دوستی فرموده بوديد، بايد بگم که اين ديدگاه، ديدگاه روان کاوی مکتب پاريس (بازگشت به فرويد) هستش ... هنوز هم معتبره ... به هر حال، هر مکتبی اومده و چيزی رو به عنوان غايت و چيزی رو به عنوان ريشه معرفی کرده. برای مقايسه می تونيد به مقايسه ی ديدگاه يونگ و فرويد بپردازيد. همين طور، در متن بلاگم ديدگاه روان پزشکی رو با ديدگاه روان کاوی مقايسه کردم. به هر حال، همه ی اين رشته ها و ديدگاه ها تلاشی می کنند تا به حقيقت و کنه مطلب برسند ...
![]()